تبليغاتX
توهمات یک دانشجوی بسیجی غرب زده !!!
فریادهایی که در سکوت معنادار این صفحه حبس میشوند!!!

 

 تمیم برغوثی جوان اول شعر عرب است و به امیر الشعرای شعر عرب معروف است. فلسطینی الاصل و متولد قاهره در سال ۱۹۷۷ ، دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه واشنگتن و استاد دانشگاه قاهره ، شعر زیر با عنوان "یا کساء النبی" در ستایش  اهل بیت در جشن شعر مقاومت در بیروت خوانده شده است. از آنجا که اینجانب نه با شعر آشنایی دارم  و البته عربی را نیز در حد  کامل بلکه شکسته متوجه میشوم  متن شعر را به عربی در اینجا قرار میدهم تا احیانا دوستانی که به زبان عربی و ادبیات آشنایی دارند شعر را به فارسی برگردانند. شعری که میتواند دلیل محکمی در مقابل کسانی باشد که  فلسطینیها را ناصبی و دشمن اهل بیت قلمداد میکنند. برای دیدن فیلم  اینجا و برای دیدن متن سروده اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:56  توسط توهم  | 

 طلال سلمان ، سردبير السفير

اين شرايط را مقايسه كنيد با ايران كه با وجود تمام حوادث پيش  آمده در طول سي سال اخير امروز با رهبري ولي فقيه به يك نمونه يگانه براي يك نظام ديني دموكرات تبديل شده است و بالاترين دليل بر صحت ادعاي من در طي انتخابات اخير رياست جمهوري اتفاق افتاد و بحران بوجود آمده از طريق رهبر انقلاب بازخواني و ريشه يابي شد.

امروز نسلهاي جديد ايراني ملتزم نظام آن هستند و آنها با بلندپروازيهايي كه در سر ميپرورانند خود را در بين قدرت هاي جهاني ميبينند. نسل جديدي كه امروز بوجود آمده است نظام اسلامي را در اوج رفاه و آزادي انديشه ميخواهد  و ما اين مطالبه را در خيابانهاي ايران بين دو شاخه اسلامگرا شاهد بوديم.

انتخابات لبنان بيانگر سست شدن اتحاد مردم،دولت و ميهن و تحكيم كننده استقلال طوائف از هم ديگر بود. اما انتخابات ايران آزموني ديگر براي قدرتمندي نظام اسلامي و تجديد پيمان مردم با آرمانهاي آن بود. نه انقلابي بر عليه آن بلكه طلب دوباره اهداف انقلاب بود و درها و پنجره هاي جديدي را براي ايران گشود تا آنرا به سمت كشورهاي بزرگ رهنمون سازد.

امروز ما در مقابل 2 تجربه متضاد هستيم

يكي از آن دو انقلاب طائفه اي و ضديت را نمايندگي ميكند و ديگري انقلابي است در درون انقلاب يا بهتر بگوييم انقلابي براي انقلاب اسلامي براي مردميكه استحقاق دموكراسي بيش از اين را دارند و هيچگاه از انقلابشان به سمت دموكراسيهاي غربي عقب نشيني نكردند و به سمت اسرائيل دست دوستي دراز نكردند

بعدالتحریر :

اين مقاله را براي شماره ۴۲ ماهنامه راه ترجمه كردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 11:33  توسط توهم  | 

 

مرگ عجیب هاجر نویدی!


ما کار خودمان را کردیم
ما دو صفحة روزنامه، از مرگ عجیب تو نوشتیم
و سخنگوی اصلاحات، به خبرنگارمان خندید
ما خبر مرگت را در روزنامه تیتر یک کردیم "مرگ در اثر سرماخوردگی"

اما باید آدم‌فضایی‌ها
با اسلحه‌های عجیب تو را هدف می‌گرفتند
تا ما هم
از دوربین تفنگ‌ آن‌ها
تو را در تلویزیون‌ها و پایگاه‌های اینترنتی می‌دیدیم
باید صاعقه‌ای از آسمان می‌آمد
و در آتشی سبز می‌سوختی
تا به چشم بیایی
یا دست کم باید زیباتر می‌بودی
و در حین بازگشت از کلاس موسیقی
با گلوله‌ای مشکوک کشته می‌شدی

خواهرم هاجر نویدی
روستازادة جوان‌مرگ به تیر 1381
خواهرانم، برادرانم
درگذشتگان به تاریخ این خاک سرخ
باید مثل خواهرم ندا به خرداد 1388 می‌مردید
تا به چشم می‌آمدید!
شاید به احترامتان یک دقیقه سکوت می‌کردند!

 

اعترافات تکان‌دهنده

می‌توانستیم
در صف‌های نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاه‌های بزرگ، قایم‌باشک بازی کنیم
و در کارخانه‌ها شعر بخوانیم
اگر غم نان نبود
اگر دروغ نبود


می‌توانستی صدای مرا از حنجرة خودم بشنوی
و چشم‌هایم را از پنجره‌های دیگران نبینی

بلدم شعر بگویم ببین:
«ما چنان دو قاب عکس
در نگارخانة جهان
از اتفاق رو به روی هم
تو چه می‌کنی؟
من چه می‌کنم
تو به حال من خنده‌ می‌کنی
من برای تو گریه می‌کنم»


سازندگی خرابم کرده‌ است
اصلاحات، فاسدم خواسته
و از عدالت، سهمی نبرده‌ام
ما نام‌هایمان را با هم معاوضه می‌کنیم
حرف‌هایمان را، شعارها و صندلی‌هایمان را


بلدم بنویسم
اما گریه نمی‌گذارد
فرقی میان احمد و محمود نیست
میان حسین و حسن
میان من و تو


گلوله‌ای به قلبم شلیک می‌کنی
و چشم‌هایم را می‌دزدی
تا برایم گریه کنی!


حیرت نمی‌کنم
چرا که دیده‌ام
صاحب‌خانه، رئیس‌جمهور مستاجرهایش است
مرد رئیس‌جمهور زن‌ها و بچه‌هایش
مدیر شرکت، رئیس جمهور منشی‌هایش
کاندیدای شکست‌خورده، رئیس‌جمهور هوادارانش
و رانندة تاکسی، رئیس‌جمهور همه
مگر تو در وبلاگت
رئیس‌جمهور خوانندگانت نیستی؟


اگر به جای تو بودم
خودم را می‌کشتم
اگر به جای من بودی،خودت را می‌کشتی!


تبلیغات انتخاباتی هیچ‌وقت تمام نمی‌شود
و آشوب‌های سرخ و سبز
فقط گاهی تو آتش را می‌بینی
و گاهی من
تنها شاعر همیشه فریاد می‌زند



بیکارم من می‌فهمی؟
بیکارم و از هیچ رنگی، حقوق نمی‌گیرم
پدرم بیمار است
هفتاد و پنج ساله
و در بوستان‌های مشهد بازنشسته نیست
(مجبورم بگویم کار می‌کند
و صاحبکارها حق بیمه‌اش را نریخته‌اند
امیرحسین شش ساله است و کفش ندارد
پدرش، دوازده سال پیش معتاد شده است
وقتی که شانزده ساله بوده است!
-با عرض معذرت از مجید مجیدی!-
مجبورم بگویم مهدی بیست‌و پنج سالش است
اما هنوز فلج اطفال رهایش نکرده !
مجبورم بگویم
اگرچه شعرم خراب شود!)


کلاس موسیقی که سهل است
«اگر پارتی بازی نمی‌شد
به پارتی هم می‌رفتم»
دیروز برای خواهرم ندا گریه کردم
اما سال‌هاست عزادار هاجرها و کنیزوهایم
می‌توانی رد اشک‌هایم را
بر صفحه‌های کتاب‌هایم بگیری!
تو اما فقط آن را می‌بینی که نشانت می‌دهند!
چینی، پاکستانی، مصری، عراقی
برای دایی‌علی گریه کرده‌ام
که به جرم قدم زدن با خواهرش
بیست و پنج سال است به آلمان تبعید شده است
برای امین‌آباد شهر ری
که در خانة‌های بیست و پنج متری‌اش، دو خانواده زندگی می‌کنند
در حالی که پیاده‌روهای خیابان ولیعصر
میلیاردی بازسازی می‌شوند
نه فقط برای هواپیمای سی‌یکصدوسی ارتش
که برای تصادفی‌‌های جادة تربت‌جام- مشهد هم گریه‌ کرده‌ام
برای رویا که ناخن‌هایش را می‌جوید
پدرش صرع دارد و بیمه ندارد
نامادری‌اش کلیه ندارد و بیمه ندارد
پدرش صرع دارد و انگشتش را ارة‌برقی بریده است
و امروز سحرگاه، رویایش
از جادة اصفهان-تهران به کما رفت!
حتی برای عراقی‌ها با گریه شعر گفته‌ام
با آن‌که وقتی به سربازی رفتند
پسر عموهایم را کشتند!


نه سخنگوی رئیس‌جمهورم
و نه در ستادی سبز شده‌ام
اما شاعرم و طبق قانون این جنگل الکتریسیته
لابد رئیس‌جمهور خوانندگانم هستم
پس حق دارم نطق کنم!
خوشت نمی‌آید، از کشور کلمات من برو بیرون
یا تا قیامت کامنت بگذار!

این اشک‌آورها تمام نمی‌شوند! 
 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:26  توسط توهم  | 

نوشته اي كه در ادامه مطلب آمده است را پيش از انتخابات پارلماني لبنان براي شماره خرداد ماهنامه راه ترجمه و تنظيم كردم . محمد مسيح مهدوي هم قرار شدبا استفاده از آن و چند مرجع اطلاعاتي ديگر آن را به صورت زرد در مجله همشهري جوان كار كند و چون دبیر تحریریه محترم بر اثر عدم اطلاع صحيح از اوضاع سياسي - اجتماعي لبنان فكر ميكرد حزب الله در اين انتخابات شكست خورده است از چاپ آن امتناع كرد.

دو نكته در مورد اين انتخابات قابل ذكر است :

يك - جناح ۸ مارس (متحدان حزب الله) در اين انتخابات در حدود ۱۴۰ هزار راي بيشتر از جناح پيروز بدست آورد اما به علت قوانين تخيلي و تقسيم بندي هاي نا معقول طائفه اي ۱۲ كرسي كمتر از جناح ۱۴ مارس كسب كرد.

به عبارتي ديگر همانطور كه در نمودار واضح است اكثريت مردم لبنان به جناح ۸ مارس راي دادند اما جناح ۱۴ مارس كه راي كمتري را كسب كرد ۱۲ كرسي بيشتر در پارلمان را تصاحب كرد !!!

دوم - موضع گيري نصر الله ، كه گفت علي رغم  اينكه قوانين انتخاباتي لبنان ناعادلانه  است و ما راي بيشتري كسب كرده ايم و تخلفات فراوانی اثبات شده است(از جمله كمك ۷۰۰ ميليون دلاري عربستان براي ورود اتباع لبناني خارج از لبنان با هواپيما براي تاثير در انتخابات پارلماني) ما به علت آنکه با علم به قوانین انتخابات پا به عرصه رقابت گذاشتیم ٬ با روحيه جوانمردي و دموكراتيك نتايج اين انتخاب را مي پذيريم

موضعي كه ميتواند الگويي براي نخبگان سياسي ما باشد كه علي رغم اختلاف ۱۰ ميليوني فرد پيروز (فارغ از تمام ضعفها و قوت هايش)  با نفر دوم و حدودا ۲۴ ميلوني با نفر سوم و چهارم، به نتايج آن تمكين نكردند و وقايع ناراحت كننده و اشتباهات همه طرفها پس از انتخابات اين پيروزي بزرگ دموكراسي در انتخابات ۲۲ خرداد را تا حدودي تحت الشعاع قرار داد.هر چند فكر ميكنم كه با گذر زمان و فروخوابيدن اين وقايع تاثر برانگيز ، از اين مقطع، بعنوان نقطه عطف و سكوي پرشي در تاريخ ايران ياد خواهد شد.

بعدالتحریر :

نمايشگاه عكسي كه دادابيس(هنرمند ايراني مقيم كانادا)  از حاشيه انتخابات ايران گردآوري كرده است را  از دست ندهيد ، او در توضيح خود درمورد جمع آوري عكسها مينويسد :

برخلاف جمعیت هواداران موسوی که بسرعت در چند ماه گذشته پدید آمده اند، تجمع طرفداران دولت در ایران سابقه تاریخی سی ساله داشته و از ساختارهای عمیق تری در جامعه برخوردار است. جمعیتی که یک زمان به نهادی از دولت تبدیل شد بود اکنون بزرگتر از همیشه و خودجوشتر وارد صحنه شده است تا اصلاحاتِ سبک خود را انجام دهد.

M JAVAD JAHANGIR: THE INVISIBLE CROWD


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 5:35  توسط توهم  | 

۱

ميرحسين دوهفته‌ قبل از انتخابات در مصاحبه با «نیوزویک» گفته بود: [فکر نمي‌كنم در انتخابات‌های ایران، تقلب به معني خاص کلمه وجود داشته باشد يا بتواند تاثيرگذار باشد. خود من هم در دوران مسووليت چند انتخابات را برگزار کرده‌ام. البته نقص‌هایی وجود دارد که باید مرتفع شود].
 
۲
 
 به گزارش قلم نیوز مهندس میرحسین موسوی  ساعت 11 در بیست و دوم خرداد ماه و پیش از آغاز شمارش آرا از پیروزی قطعی خود در انتخابات خبر داد !!!!
 
۳
 
مير حسين موسوى روز یکشنبه اعلام كرد: در نامه‌اى به شوراى نگهبان به عنوان ناظر انتخابات ضمن برشمردن ده مورد تخلف در جريان برگزارى انتخابات رياست جمهورى خواستار ابطال آن شده است.
 
وی با اینحال و طی یک عقب نشینی از موضع قبلی خود مبنی بر پیروزی در انتخابات٬اعلام کرد که حاضر است در انتخاباتی جدید شرکت کند !!!
 
۴
 
ميرحسين موسوي كه ادعاي بروز تخلفات گسترده در انتخابات دارد، به دليل در اختيار نداشتن مدارك و مستندات لازم، از مردم خواسته است تا مشاهدات عيني خود از تخلفات انتخاباتي را اعلام كنند!!

بعدالتحریر :

میرحسین آنقدر در این چند ماه متناقض حرف زده و عمل کرده که نیاز به نوشتن هیچگونه مطلب و تحلیلی نیست.

مطالب جمع آوری شده در این وبلاگ را از دست ندهید ، اعترافات مخالفان احمدی نژاد  : خواندنیهای طغلب !

کمیته دانشجویی - مردمی صیانت از آرای مستضعفین آغاز به کار کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 21:22  توسط توهم  |