پارسال و امسال آقای ناطق نوری در مورد خطرات خرافه گرائی واینکه کارهای سیاسی و روز مره به امام زمان نسبت داده می شود، حرف می زد. می گفت یاد امام زمان به این نیست که به حضرت سلام بدهیم و آرزوی مستشهدین بین یدیه کنیم. همان جملات معروفی که آقای احمدی نژاد معمولا در ابتدای سخنرانی هایش می خواند. مهمترُ به این نکته اشاره کرد که اگرمردم تصور کنند بعضی از شیوه های اقتصادی و سیاسی روش امام زمانی است، با خود خواهند گفت که اگر حضرت ظهور کند، ایشان هم لابد میخواهند با این روشها دنیا را اداره کنند و نسبت به حضرت هم بدبین می شوند. در اینجا البته هیچ اشاره ای به احمدی نزاد نکرد! .
قسمتهایی از نوشته محمد علی ابطحی در مورد سخنرانی ناطق نوری در مورد خرافات در شب ۱۹ رمضان

آن شب در خواب دیدم در یک دریـای پرتـلاطم سوار قایقی هستم که کف ندارد. یک وقت دیدم دستم روی ساحل است و سه تا جوان آمدند گفتند مـادرت منتظرت است. خدمت مـادرم رسیدم دیدم به حالت انتـظار ایستاده و گریه می کند. گفتم مـادر حاج آقـا کجاست؟ گفت نمـاز می خواند. من هم رفتم اقتـدا کردم و با پدرم نمـاز خواندم. فردا خواب را برای آقـای معزی گفتم. خنده ای کرد و گفت: بالأخـره معنـی اش ایـن است کـه رأی نمـی آوری.
قسمتهایی از خواب آقای ناطق نوری - شب ۲ خرداد ۷۶ (نقل از مصاحبه با کیهان در سال ۷۹) .
ربط این دو را خود پیدا کنید ؟!!
بعد التحریر :
حرف آقای ناطق کاملا درست است ٬یاد امام زمان فقط به این نیست که به حضرت سلام بدهیم و آرزوی مستشهدین بین یدیه کنیم. همان جملات معروفی که به قول محمد علی ابطحی٬آقای احمدی نژاد معمولا در ابتدای سخنرانی هایش می خواند.
اما دفاع از امام زمان ! هم به این نیست که کاری کنیم که دیگر کسی از مسئولین از ترس متهم شدن به خرافاتی بودن جرات نکند به حضرت سلام بدهد و آرزوی مستشهدین بین یدیه را بکند ؟!!
بهتر نیست برای حمله به دولت از ترفندهای دیگری استفاده کنیم ؟! و با سیاسی کاری اعتقادات مسلم شیعه و دین مردم را به بهانه مبارزه با خرافه گرایی بازیچه دست خود قرار ندهیم ؟!



هفته گذشته و به مناسبت دومین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان مراسمی در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
به پیشنهاد یکی از دوستان در مراسم شرکت کردم
جمعیت خوبی آمده بود اما....
بی درایتی برگزار کنندگان به حدی بود که حتی سایت وزارت خارجه اسرائیل هم بی نظمی این مراسم را دستمایه طنز قرار داد.(با یک سرچ می توانید به این مطلب دسترسی پیدا کنید)
باز جای شکرش باقی بود که برگزار کنندگان مراسم در اقدامی خلاقانه در سال نوآوری و شکوفایی فقط از بوقچی های پرسپولیس برای گرم کردن مراسم استفاده کردند. به ۲ علت :
۱- به دلیل آبی بودن پرچم اسرائیل جو سالن به شدت ضد اسرائیلی شد : و شعارهایی از قبیل "گورخرای آبی !!!" در وصف سربازهای اسرائیلی و حزب الله هورا، اسرائیل سوراخ٬ پرسپولیس هورا-استقلال سوراخ" در سالن طنین انداز شد.
۲-اگر از طرفدارهای استقلال هم استفاده می شد دعوایی بین طرفداران ۲ تیم راه می افتاد که احتمالا خبر اول رسانه های غربی می شد
در پایان از ساندویچ هایدا به عنوان اسپانسر اصلی این مراسم فرهنگی نهایت تشکر را داریم
در همین رابطه: پرسپولیس سرور استقلاله یا حزب الله سرور اسرائیله؟!
درباره مسئله رهبری نظام اسلامی و پاسخ به شبهات ولایت فقیه و رهبری دوران غیبت سخن های بسیاری گفته شده و کتابهای متعددی نوشته شده است اما در کنار پاسخ به این سوالات نظری، از پاسخ به شبهات عملی مربوط به رهبری غفلت شده است که اتفاقا بیشتر در میان عموم مردم رواج دارند و شاید بسیاری از شبهات نظری موجود در اذهان افراد نیز به خاطر حل نشدن این شبهات ایجاد شده باشند! برخی از اینگونه شبهات بدین قرار اند:
این همه فساد و فقر و تبعیض در جامعه هست، اگر رهبری مطلع نیستند که نالایق اند و اگر هستند چرا کاری نمی کنند؟ آیا بی تفاوت اند؟ چرا فلان نماینده و منتسب رهبری خطا کرد و تغییر نکرد؟ چرا مدیر فلان اداره روشوه گرفت و توبیخ نشد؟ چرا وضع اقتصادی مملکت اینگونه است و به مسائل فرهنگی کم توجهی می شود و دادگستری این همه مشکل دارد اما رهبری کاری نمی کنند؟ مگر رئیس قوه قضائیه را رهبری انتخاب نمی کنند؟ و ....
به نظر می رسد اگر مساله کارآمدی نظام و عملکرد و نقش رهبری را درباره آن بررسی کنیم، به نحو دقیق تری می توانیم سوالات فوق را پاسخ دهیم. در این رابطه نکات زیر قابل توجه اند.
*وظایف رهبری و دیگران
گام اول آن است که فارغ از مشهورات غلط و رایج، بار دیگر، وظایف رهبری در قانون اساسی را مرور کنیم چرا که تصور عمومی این اسا که چون رهبر، عالی ترین مقام کشور است و رهبری جامعه را بر عهده دارد، می تواند هر کاری را انجام دهد و مسوول پاسخگویی همه امور است در حالی که قانون اساسی تنها بخشش از امور را به عهده ایشان گذارده است.
قانون اساسی، صرفا، تعیین سیاستهای کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنان را بر عهده رهبری گذارده و مسائلی چون امور اجرایی، تقنینی، قضائی و ... هر کدام به نهادی خاص سپرده شده که در قانون دیده شده اند.
لذا اگر کسی درباره جهت گیری کلی کشور در سیاستهای کلان اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و... شبهه و مساله ای دارد می تواند از رهبری سوال کند که البته در تدوین آنان، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به رهبری کمک می نمایند اما اگر مساله مربوط به سطح اجراست یا مسائلی مصداقی را شامل می گردد که قانونا بر عهده افراد و نهادهای دیگری می باشندباید آنان را مورد سوال قرار داد.
بدیهی است که در بررسی وضعیت فرهنگی، اقتصادی و... نیز باید این مساله را مدنظر داشت که آیا سیاستهای کلان و جهت گیری ها عامل وضع موجودند یا عملکردها و تخطی از مقاصد تعیین شده، تا بتوان مقصر را بهتر شناسایی کرد.
لذا از همین نقطه می توان تکلیف بسیاری از سوالات و شبهات جزئی و مصداقی یا کلی مربوط به امور اجرایی و... را مشخص کرد و برای یافتن پاسخ به سراغ مسوول مشخص هر کدام رفت چرا که رهبری مسوولیتی در قبال آنها ندارند و غیرمکلف را تکلیف بر پاسخگویی یا عقوبت، ظلم است.
*نگرش سیستمی
در این جا این سوال مطرح می شود که بالاخره تنفیذ حکم رئیس جمهور و انتخاب رئیس قوه قضائیه بعهده رهبری است و عزل رئیس جمهور هم پس از تصویب مجلس یا دیوان عالی کشور توسط ایشان امضا می شود، حال چرا رهبری که می دانند در ذیل مدیریت آنان، خطاهایی رخ می دهد ایشان را عزل نمی کنند؟!
هر چند صرف تصور این سوال نزد انسان آشنا به امور کلان و گسترده کشورداری خود، کفایت از پاسخ می کند که نمی توان به خاطر چند مشکل ریز یا حتی درشت، فردی در آن سطح را به همین راحتی تغییر داد مگر آنکه به فساد یا خیانت وی اطمینان پیدا بشود! اما به این بهانه بد نیست تا نگرشی که رهبران انقلاب نیز به خوبی و در کمال زیرکی بدان اعتقاد داشته و آن را تعقیب کرده اند را توضیج دهیم که همانا نگرش سیستمی به کشور و مساله کشورداری است که جایگزین کار فردی و متمرکز و موقتی می گردد.
در این نگرش، ایجاد نهادها و ساختارها و تقسیم وظایف – که امری بدیهی و منطقی است- نباید به خاطر ناکارآمدی بخشی از سیستم یا عناصر آن، تبدیل به کار هیئتی و شخصی شود چرا که اساسا هر گونه عمل غیرسیستمی هر چند ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد ولی به خاطر پیچیدگی و گستردگی امور مملکت، مدیریت شخصی و ورود یک یا چند شخص برای حل مسائل و معضلات، مساله را حل نمی کند.
علاوه بر اینها، در این سیستم، دستگاههای نظارتی و ارزیابی نیز دیده شده اند که باید ساز و کارهای تشویقی و تنبیهی و اصلاحی را به فراخور نیاز، اجرا و نهادینه نمایند تا سیستم خود به خود نقایص را اصلاح نماید.
اگر فرضا قرار باشد شخصی مانند رهبری یا رئیس جمهور و... به همه امور جزئی و کلی سطح گسترده مدیریت اجرایی کشور وارد شوند و در حل مسائل دخالت نمایند، قطعا بیت رهبری نیز باید به تدریج عرض و طولی مشابه دولت بیابد و مراکز تخصصی مربوط به موضوعات مختلف را راه اندازی نماید و.... لذاست که نامه های ارسالی به بیت ایشان، در ابتدا به ارگان مربوطه یا مقام بالاتر آن بخش ارجاع می شود چرا که ساز و کار سیستمی پیش بینی شده در قانون همان عنصر است و در صورت عدم پاسخ یا کارایی و فساد، مساله به نحو دیگر و با توجه به مکانیزم های دیگر موجود پیگیری می شوند.
متاسفانه یکی از دلایل ختم شدن همه نگاهها برای حل مسائل مختلف کشور به مسوولان کلان کشور، همین نهادینه نشدن نگرش سیستمی و روش برخورد اینگونه در میان مردم و حتی مسوولان جامعه است که غلبه فضای سیاسی و سلیقه ای و شخصی را موجب شده است که خود فسادزاست!
اگر دقیق تر بنگریم، به همین دلیل که سیستم ها در کشور ما نهادینه نشده اند و عزل و نصب ها و تشویق و تنبیه ها و تصمیم گیری ها و... بر اساس سلایق و علایق و نه شاخص هایی معین صورت می گیرند، شاهدیم که تغییر مدیران سطوح مختلف نیز به تغییر جدی خروجی منجر نمی شود و حتی بهترین افراد نیز نتایجی در خور شان به دست نمی آورند!
*ساختار کلان اجتماعی
مساله مهم دیگر که به نوعی کلان تر از نگرش سیستمی است توجه به ساختارهای کلان سیاسی اجتماعی اداره کشور است به این معنی که اگر دولت به درستی کار کند اما ضلع ملت همراهی لازم را نداشته باشد مسائل گره خواهند خورد و یا اگر ملت و رهبری همسو عمل نکنند و دولتمردان را نیز وادار به جهت گیری خود ننمایند، نتیجه جمع برداری نیروها مطلوب نخواهد بود!
لذاست که همواره حضور موثر، فعال و آگاهانه مردم در جامعه، همسو با مطالبات و همراه با گام های رهبری، بر اساس سیاستهای کلی موردنظر می تواند دولت را نیز وادار به پیمودن این مسیر نماید و آنگاه خروجی مطلوب حاصل آید وگرنه چه بسیارند جهت گیری ها و مطالبات مهم و مفیدی که به خاطر عدم توجه کافی یا همراهی بدنه مردمی، به برنامه دولت ها بدل نشدند و مورد بی مهری و کم توجهی واقع گردیدند!
در سطح کلان، اگر موتور هر ضلع اجتماع به هر نحوی بد کار کند نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد و شاید یکی از آسیب های کلان فرهنگی کشور ما رواج تدریجی همین روحیه باشد که همگان منتظرند تا کسانی کشور را ساخته و درست نمایند و هیچ گاه هر فرد انگشت را به سوی خود نگرفته است که جای من در این مسیر حرکت و تعالی چیست و آنگاه به تناسب امکانات رسالت اجتماعی سیاسی خویش را ایفا نماید لذا همواره آنچه در منابر و تریبون ها و رسانه ها هم می شنویم، وظایف حاکمان نسبت مردم است و کمتر از وظایف مردم نسبت به حاکمان سخن گفته می شود!
*مصالح کلی نظام
رسالت رهبری و همه دلسوزان نظام، قبل از هر چیز، حفظ این نظام است که به برکت فداکاری هزاران شهید گلگون کفن همین جامعه به دست آمده است، لذا رهبری نیز در حرکات و اقدامات خود همواره بحران سازی های داخلی و خارجی را مدنظر دارند و بعبارتی حیطه مصلحت را رعایت می نمایند. نباید تصور شود که اساسا مساله ای بنام مصلحت بی معناست. نیم نگاهی به زندگی ائمه(س) نشان می دهد که این عامل، در عملکرد ایشان نقش داشته است و گاها برخی نزدیکان ایشان نیز که روحیه انقلابی داشته اند، آنرا نمی فهمیده اند! چنانچه به امام حسن(ع) پس از صلح با معاویه خبیث طعنه زدند که تو خوارکننده مومنان هستی! همان امامی که می گفت اگر ده یار داشتم قیام می کردم اما...
البته چنانچه دیده ایم رهبران انقلاب اسلامی، آنجا که مردم همراهی کرده اند، چنان فرصتی را روبروی خود گشوده یافته اند که انقلابی ترین و آرمانی ترین جهت گیری ها و تصمیمات را اتخاذ کرده اند و گوی سبقت را از همگان ربوده اند و در آن زمان است که دیگر جایی برای عرض اندام دشمنان نیز باقی نمانده چرا که همه اضلاع جامعه به طور فعال در یک جهت واحد بسیج شده اند و این یعنی به احتمال بسیار زیاد نتیجه مطلوب حاصل خواهد شد اما همیشه ماجرا اینچنین نیست!
لذا شاید مساله پیوند عملی امت و امامت است که می تواند راه مصلحت را سد کند و همواره امکان تحقق سطح آرمانی و مطلوب را مهیا سازد و عدالت را جایگزین نماید.
*دسته بندی شبهات
اما در مورد شبهات راجع به نقایص و خطاهای موجود ابتدا باید دسته بندی درستی صورت گیرد تا میان اشکال مختلف اشکالهای وارده، خلطی صورت نگیرد. درمورد دستگاههایی که به طور غیرمستقیم زیر نظر ایشان اند یا بعبارتی رئیس آنان را رهبری منصوب نمی کنند، مانند دولت و بدنه گسترده آن یا مجلس شورای اسلامی، پاسخ همان است که در توضیحات گذشته ذکر شد.
اما درباره مواردی که به شخص ایشان مربوط می شود یا عملکرد دستگاههایی که مسوول آنرا ایشان تعیین می کنند مانند صدا وسیما، باید گفت اگر مساله، مصداقی خاص است که مطمئنیم رخ داده، در صورتی که سطح مساله جزئی است مثلا مربوط به عملکرد عنصری تحت مدیریت آن مجموعه است، بر اساس قواعد و نکات مذکور، حکم سابق را برایش جاری می کنیم چرا که مسوول مربوطه و سیستم تحت مدیریت وی باید آن را بررسی کرده و حل نمایند اما اگر سطح مساله کلان باشد یا مدیریت کلان مجموعه در حدی پرضعف و خطا تشخیص داده شود که در انتخاب اولیه وی یا بقاء و تداوم مدیریتش شبهات جدی به میان بیاید، باید به سراغ بررسی علل مساله از مطلعین بیت رهبری یا پرسش از خود ایشان برویم.
نباید این نکته را فراموش کرد که در هر سطحی، بخشی از نقایص و خطاها، طبیعی است چنانچه در حکومت علی(ع) نیز امثال ابوالأسود دوئلی یا عثمان بن حنیف یا حتی شریح قاضی بودند که تعویض یا توبیخ یا بنا به مصلحت ابقاء شدند و منصفانه آن است که میان خیانت و خطا تفاوت گذاشت و البته عدم صلاحیت را نیز پس از بررسی دقیق نهایی کرد!
یک مساله مهم و واقعی دیگر، کمبود نیروی جامع توانمند برای اداره پست های حساس کشور است که از این منظر تفاوت نمی کند که ارگان مربوطه مستقیما توسط رهبری تعیین می شود یا غیرمستقیم، مثلا درباره قوه قضائیه این مساله به خوبی مشهود بوده و هست! چه بسیارند افرادی که در ظاهر، اندیشه و نگرش مناسبی دارند اما به هیچ وجه مدیران موفقی نیستند و... لذا یافتن مدیرانی که بتوانند سیستم تحت مدیریت خویش را به درستی سامان دهند کمتر ممکن است!
از طرف دیگر بر اساس منایع و شنیده ها و بیان خود رهبری، تذکرات خفی ایشان به مسوولان بسیار بوده و هست و البته چنانچه شاهد بوده ایم، انتقادات صریح و نقدهای ایشان به دستگاههای مختلف کشور در مجامع عمومی و تریبون های رسمی نیز بیان شده است ! شاید که با ایجاد فشار افکار عمومی و نخبگان دلسوز جامعه کاری پیش برود و حرفی شنیده شود!
*عوامل موثر در کارآمدی
در سطحی دیگر و از منظری عینی، اگر عوامل موثر در کارآمدی نظام را بشماریم و سپس نقش عناصر مختلف از جمله رهبری را در آنان بیابیم، متاسفانه یا خوشبختانه بدین نتیجه می رسیم که سهم رهبری در آنها بیش از دیگر ارگانها، نهادها، نخبگان و اقشار جامعه بوده و هست!
به عنوان مثال تولید مدلهایی بر اساس علم بومی و دینی و دمیدن روحیه علمی و تلاش فکری که از عوامل جدی رشد و بالندگی کشور است، فعالسازی بدنه مردمی کشور و احیای نقش آنان در سرنوشت خویش و تقاضای مطالبه عدالت از سوی ایشان، جلوگیری از آزمون و خطا و پراکنده کاری و ترسیم اهداف مشخص افق آینده کشور و فشار برای حرکت وبرنامه ریزی به سوی آن چشم اندازها، تلاش برای ایجاد بسترهایی که در آنها به طور ویژه نیروهای توانمند علمی و اجرایی چه در حوزه و چه در دانشگاه برای کشور تربیت شوند، حمایت از فعالیتهای موثر و ضریب دادن به آنان، توجه ویژه به نخبگان علمی فرهنگی هنری سیاسی و... ، توجه اساسی به مسائل امنیتی نظامی کشور که تحت نظر ایشان اند و رشد چشمگیر آنان، مدیریت صحیح بحرانهای داخلی و خارجی و اتخاذ سیاستها و تاکتیکهای لازم و.... همه و همه بخشی از مواردی است که جای پای رهبر انقلاب در آنان، بسیار پررنگ تر از دیگرانی است که شاید مسوولیت مستقیمی در قبال آنها داشته و دارند اما ....!
*لزوم نقد و پرسش
و نهایتا اینکه چنانچه خود رهبری بارها و بارها تاکید کرده اند هیچ کس مصون از نقد و بررسی نیست لذا در نظام اسلامی پویا، باید مردم و نخبگان بتوانند در فضایی اخلاقی منطقی، منصفانه و آزادانه نقدها و سوالات خویش را مطرح کنند و شبهات موجود را برطرف نمایند. در این میان نقش نخبگان آگاه و دلسوز کشور برای توضیح مواردی مشابه آنچه گفته شد ضروری است تا جلوی تبلیغات دشمنان و سوء استفاده چی ها را بگیرد.
اما نکته مهم و پایانی اینکه، اگر اجزای مختلف کشور رسالت خویش را به درستی انجام دهند و نتیجتا عدالت برپا بشود، بسیاری از شبهات موجود خود به خود رفع می شوند چرا که مردم، عمل صحیح و نتیجه خوب را دیده و حس کرده اند و آنگاه به شنیده ها اعتنای جدی نخواهند کرد اما وقتی مشکلات فزونی می یابد، کوچکترین شایعات حتی دروغ نیز آمادگی آن را می یابند که به شبهاتی بزرگ و سوالاتی اساسی مبدل شوند و از کاهها کوهها ساخته خواهد شد!
منبع : وبلاگ آرمانخواهی
بعدالتحریر :
این پست در پاسخ به سوالاتی بود که چندین بار از سوی یکی از خوانندگان وبلاگ مطرح شده بود.
میخواستم مطلبی در جواب بنویسم که به این مطلب برخوردم که به خوبی حق مطلب را ادا کرده بود.
در راستای مبارزه قاطع قوه قضائیه با مفاسد اقتصادی یک مفسد اقتصادی دانه درشت !! و باسابقه که سالها خلاف شان روحانیت به زمین خواری و مصادره اموال بیت المال مشغول بود درحالیکه با بنز شخصی خود در حال سفر به تهران بود دستگیر شد.
«علماى اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براى خود حفظ کرده اند و اين ظلم فاحشى است که کسى بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدى با سرمايه داران در يک کاسه است. و خداوند کسانى را که اينگونه تبليغ کرده و يا چنين فکر مى کنند، نمى بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتى نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمى و معنوى نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستى و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگى کرده اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگى علماى سلف، حکايت از فقر و نهايتا روح پرفتوت آنان براى کسب معارف مى کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل کرده اند و با قناعت و بزرگوارى زيستند. در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سر نيزه بوده است، نه سرمايه پولپرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزيده اند.»
تداوم موفقیتهای قاطع قوه قضائیه را در عمل به فرامین امام خمینی و پیگیری قاطع دستورات رهبری در مبارزه با مفاسد اقتصادی را از خداوند منان خواستاریم.
بعد التحریر :
يكسال پيش درست در همين روز نوشتم اميدوارم كه با هوشمندي بيشتر اصولگرايان از هر قشر و طبقه شرايط در ۳ تير ۸۸ طوري رقم نخورد كه با حسرت به خاطرات ۳ تير ۸۴ بنگريم و امروز همين قضيه را منتها با نگراني بيشتري دوباره در اينجا مينويسم و اميدوارم كه سال بعد ننويسم كه كاش با هوشمندي بيشتر نمي گذاشتيم كه شرايط طوري رقم مي خورد كه امروز با حسرت به فرصت بزرگ پيش آمده در ۴ سال گذشته نگاه كنيم.
واقعيت اين است كه اكثريت مردم و يا لااقل كسانيكه ۳سال قبل به احمدي نژاد راي دادند منكر اين نيستند كه او در اين ۳ سال براي خدمت به مردم ذره اي كوتاهي كرده ولي با اينحال به دلیل عدم قانونمند و نهادینه شدن این تلاشها تا امروز،نمي توان دقيق به اين سوال پاسخ داد كه آيا احمدي نژاد ميتواند سال آينده مجوز مسئوليت دهمين دولت را از دست مردم بگيرد يا خير ؟!
متاسفانه بايد گفت كه سوم تير علي رغم آنكه مي توانست نقطه شروع دوباره اي باشد براي مهندسي مجدد اهداف و آرمانهاي انقلاب دليلي شد بر تنبلي و رخوت اقشار و نهادهاي اصولگرايي كه سوم تير آنها را به يك خواب عميق فرو برد.
اگر موفقيتهاي سه سال گذشته را بخاطر آوريم مي بينيم كه بيشتر موفقيتهاي دولت نه بخاطر یک کار جمعی که حاصل تلاش خود رييس جمهور و حداكثر حلقه اي از اطرافيان كمتر از انگشتان دو دست وي بوده و متاسفانه به دليل كوتاهي و بي برنامگي بدنه دولت و اقشار اصولگرا به دلایلی که الان مجال بحث اش نیست؛موفقيتهاي بعضا كم نظير احمدی نژاد،بسیار کم عمق و کم اثر بوده و در غبار برخي ناكاميهاي دولت، اثرش كمرنگ شده است.
مواردی مثل شاهكار ابتكار سفرهاي استاني و بركات فراوان آن در مناطق محروم ،سخنراني دانشگاه کلمبیا،تبديل شدن ايران به بازيگر اصلي منطقه خاورميانه،سهميه بندی بنزین،واگذاري ۲۴ ميليون خط تلفن همراه در طی ۳ سال،حتی موفقيتهاي بي سابقه ورزشي،موقعیت کنونی هسته اي ...
تلاشها و موفقیتهای آقای احمدی نژاد در سه سال گذشته قابل تقدیر فراوان است اما تجربه سه ساله ثابت کرده است که یک نفر به تنهایی نمی تواند باعث سعادت یک جامعه و نهادینه شدن گفتمان اصولگرایی و برقراری عدالت درآن شود.
در اين سه سال در ظاهر فضا براي نهادهاي معتقد به نظام،مدعيان اصولگرايي و ... باز شد و بودجه هاي فراواني در اختيار آنها قرار گرفت و علي رغم اين هیچ حركت قابل ذكر و ماندگاري از متن اين اقشار برنخواست و يا به تعبير بهتر اينبار محافظه كاران در لباس اصولگرا نگذاشتند كه بسياري از چهرههاي مستقلي كه به سبب راست و چپ نبودن همواره از صحنهي رقابتها و انتصابها توسط برادران راست و چپ حذف شده بودندند مجالي براي ظهور و بروز پيدا كنند و شعارهای سال ۸۴ ریاست جمهوری را لااقل در آن بخشی که مربوط به نهادهای زیر مجموعه دولت می شود را بصورت سیستماتیک و نهادینه شده و قابل لمس در سطح جامعه پیاده کنند.
آسیب شناسی و نقد دقیق موفقیت ها و ناکامیهای ۳ سال گذشته و شناخت و بکارگیری نیروهای مستقل به حاشیه رفته می تواند دلیلی باشد بر پیروزی مجدد گفتمان عدالتخواهی در انتخابات سال آینده در غیر اینصورت باید منتظر هرگونه عواقب این غفلت بود
بعد التحریر :
حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی،از صبح روز نوزدهم خرداد و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.
مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.
در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.
دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.
دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.
از دوستان وبلاگنویس تقاضا دارم که برای حمایت از این روحانی عدالتخواه این خبر را به نحوی که خود صلاح می دانند در صفحه اصلی وبلاگ هایشان انعکاس دهند و هر کدام حداقل از ۴ وبلاگ دیگر برای انعکاس این مطلب دعوت کنند.برای شروع وبلاگهای پلخمون پاسخگویی آرمانخواهی كافه انديشه روانشناسي با سس سياست ترنم فكر دو کلمه حرف حساب خمینیسم طلبه نسل 3 خبرنگار مسلمان يادداشتهاي پراكنده بزمانه ادواردو خلوت انس دنياي سه خواهر خودجوش فریاد سبز وب نوشت نسل بيدار تاملات بحر خاکریزیسم آکینا نیوز بسيجي جهاني واژگون پاورقی روزگار کج و معوج و دیگر دوستانی را که در لینکدونی این وبلاگ هستند ... را به انجام این کار دعوت میکنم.
وبلاگ حجه الاسلام جهانشاهی (+) (+) (+)
وبلاگ هایی که تاکنون در این حرکت شرکت کرده اند
* زمبور مطلبي با عنوان (برادر دو قلوي عدالتخواه)
* پلخمون
* واژگون
* پاسخگویی
* وب نوشت
* تاملات
* ترنم فکر
* توتیوار
* من او
* انتظار
* گلبرگ
* توهم
* سه نقطه
* ایلیا
* مبارزه
* فانوس
منطقه مرزی بنت جبیل حدود ۲ سال بعد از جنگ ۳۳ روزه در لبنان

خرمشهر ۲۰ سال پس از جنگ در سال ۱۳۸۴