فعالان دانشجویی که میخواهند در زمینه نهضت بیداری اسلامی در شبکه های اجتماعی فعالیت کنند بایستی این جمله رهبری انقلاب را راهبرد اصلی فعالیتهای خود قرار دهند :
" امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جای دنیا می رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصه کارزار تفکرات گوناگون است . امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم . این کارزار فکری به هیچ وجه به زیان ما نیست؛ به سود ماست. اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست - از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی - بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعاً بُرد با ماست؛ لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم."
نکته مهم در مورد این راهبرد این است که این جملات در یک دیدار عمومی در سال 84 توسط ایشان اعلام شده است و استراتژی فعالیت در فضای مجازی را برای عموم علاقمندان فعالیت در این عرصه بخصوص دانشجویان و طلاب را مشخص می نماید. هر گونه سیاست گذاری و نقشه استراتژی از سوی نهادهای فرهنگی سیاست گذار و فعالان و تشکلهای مستقل سایبری برای رسیدن به ماموریت ذکر شده توسط رهبری باید در ذیل این استراتژی تعریف شود. بواسطه عدم توجه(عدم توانایی) سیاست گذاران و مسئولان این عرصه در ایجاد این نقشه استراتژی و پاسخگویی به پیام روشن رهبر انقلاب در راستای اثرگذاری بر ملت های مسلمان ، شبکه های سازمان یافته مورد حمایت دشمنان انقلاب اسلامی ، با درک خطر نشر تفکر انقلاب اسلامی و با توجه به گرایش مردم به گروهها و جریان های اسلام گرا ، با محوریت وهابیون و طرفداران مدل اسلامی ترکیه که مورد حمایت آمریکاست ، به حمله به ایران ، جریان مقاومت و انقلاب اسلامی می پردازند.این شبکه زنجیره ای و سازمان یافته ، تلاش دارد تا با چشم پوشی از نقش موثر ایران دربیداری بوجود آمده در کشورهای اسلامی با توجه به شرایط به خط دهی و جریان سازی در کشورهای منطقه بپردازد. وجه مشترک این صفحات یکی است : ایران شر مطلق و خطرناک تر از اسرائیل است !
نکته دیگری که باید در قبال سیاست گذاری در شبکه های اجتماعی به آن توجه نمود این است که جوانان میدان های تحریر انقلابهای عربی ، انقلاب ایران را به سان یک برادر بزرگتر می بینند و علاقه زیادی برای استفاده از تجربیات انقلاب اسلامی دارند . ترویج این نگاه که این انقلاب ها فرزند انقلاب ایران است اثر معکوس خواهد داشت. کما اینکه رهبری انقلاب نیز در سال 66 بر این نکته تاکید نموده اند : "نهضت بیداری مسلمانان در بسیاری از کشورهای اسلامی بر خلاف آنچه تصور و تبلیغ میشود فرزند انقلاب اسلامی ایران نیست، برادر آن است"
لهذا بایستی تلاش شود با توجه به تحولات هر انقلاب و با یک نگاه بلند مدت ، تجربیات سی و سه ساله نظام جمهوری اسلامی در مقاطع گوناگون ، از طریق شبکه های اجتماعی در اختیار فعالان انقلابهای کشورهای عربی قرار بگیرد.
ماحصل بحث آنکه ظرفیت شبکه های اجتماعی می توانند به ابزار موثری برای معرفی الگوی انقلاب اسلامی تبدیل شود. سیاست گذاران امر اگر به دنبال اثرگذاری بلند مدت و صدور تفکر انقلاب اسلامی هستند باید صفحات شبکه های اجتماعی ، وبلاگ ها و سایت های مرتبط را شناسایی نموده و با یک نگاه دقیق و هوشمندانه و با تحلیل مناسب به تولید محتوا در این فضا بپردازند.اهمیت این بحث هنگامی دو چندان می شود که گروههای فراوان مخالف تفکر انقلاب اسلامی بصورت هدفمند در حال حمله به این تفکر و جمهوری اسلامی ایران هستند. تشکیل شبکه هدفمند جهت جریان سازی های لازم با توجه به فرصت های پایدار پدید آمده در راستای مقابله هر چه بیشتر و بهتر با ستیز دشمنان انقلاب اسلامی می تواند یکی از پایه های اساسی عرصه اطلاع رسانی عمومی و اثرگذاری بر جوانان کشورهای عربی باشد . امری که با روند فعلی بعید می رسد بتوان به آن دست یافت. حتی درصورت تشکیل این شبکه ، به دلیل عدم شناخت صحیح از فضای حاکم بر کشورهای عربی بعید می رسد بتوان موفقیت چندانی به دست آورد. کما اینکه ناکارایی پروژه های شتاب زده طول یکسال گذشته صحت این گفته را اثبات می کند.
بعدالتحریر : این نوشته برای یکی از نشریات هفتگی سیاسی فرهنگی اجتماعی نگاشته شده بود که با تحریف و در جهت عکس هدف مطب اصلی منتشر شد که اصل آن در بالا آمد !!خودم کردم که لعنت بر خودم باد !!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 23:16  توسط توهم
|
این نرم افزار شامل تمام دست نوشته های باقی مانده از شهید رجب بیگی(حدود 350 صفحه)شامل مقاله، تحلیلهای سیاسی ، شعر ، طنز و ... است که برخی از آنها با نام مستعار « م.فنی » در برخی نشریات روزهای اول انقلاب به چاپ رسیده است . به جز تصویر این دست نوشته ها نسخه رایانه ای و قابل چاپ و درج در نشریات آن ها نیز در دسترس کاربران خواهد بود .
دو فیلم مستند از زندگی شهید رجب بیگی و یک مستند درباره شهدای لانه جاسوسی یز در این نرم افزار گنجانده شده است .
پرونده ویژه تسخیر لانه جاسوسی شامل اسناد کشف شده از سفارت آمریکا و نیز یک فیلم کمتر منتشر شده از سخنرانی شهید رجب بیگی به عنوان سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام در بین خطبه های نماز جمعه از بخش های جذاب این نرم افزار است.
در این نرم افزار تمامی فیلمهای موجود از ایشان موجود است که عمده آنها برای اولین بار منتشر شده اند. از جمله آن می توان به شعرخوانی های ایشان در مقابل لانه جاسوسی اشاره کرد.
شهید مهدی رجب بیگی در سال ۱۳۳۶ در شهر دامغان به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را همراه خانواده اش در تهران سپری کرد. زندگی در محله های فقیر نشین تهران، طعم فقر و محرومیت را از همان آغاز نوجوانی به وی چشاند.
شهید رجب بیگی در سال ۱۳۵۴ وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد و در رشته مهندسی راه و ساختمان به تحصیل مشغول شد. وی از همان اوائل ورود به دانشگاه، همراه با دیگر برادران مسلمان خود به فعالیتهای صنفی-سیاسی روی آورد. استعداد زیادش او را در درس نیز بسیار موفق ساخته بود. در اواخر سال اول از طرف دانشجویان به عضویت شورای دانشجویی دانشکده انتخاب شد و این مسئولیت را تا سال ۱۳۵۸ و آغاز انقلاب فرهنگی ادامه داد.
در 5 مهر سال 1360زمانی که منافقین با اسلحه به مردم و پاسداران حملهور شدند، شهید رجب بیگی برای مبارزه با آنها، با موتوری بدون نمره و با مجوزی که از سپاه دریافت کرده بود، اسلحه ای را از خانه برداشت و برای کمک به مردم و مبارزه با منافقان راهی خیابان ها شد که در درگیری ها با 7 گلوله به شهادت رسید.
برای دسترسی به این نرم افزار می توان با شماره تلفنهای 02188593675 و یا 05117272600 تماس حاصل نمود.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 1:21  توسط توهم
|
در حالی که سقوط دیکتاتور تحت حمایت آمریکا و غرب در لیبی به صورت گسترده توسط رسانه های اصلی به عنوان پیروزی غرب با نشان دادن عکسهایی از پرچمهای کشورهای غربی در برخی از خیابان های طرابلس منعکس می شود (صحنه هایی تصنعی که یادآور پخش مکرر اهتزاز پرچم آمریکا بر روی مجسمه صدام در فتح بغداد در سال ۲۰۰۳ عراق در شبکه های فاکس نیوز و سی ان ان است)، حدود ۵ هفته است که حوادث جاری در قلب نیویورک، توسط همین رسانه ها سانسور شده است.

جنبش فیسبوکی اشغال وال استریت
چند هفته پیش بود که جنبش اعتراضی با عنوان جنبش اعتراضی موسوم به “تسخیر وال استریت” برای اولین بار در فیس بوک اعلام کرد قصد دارد با کشاندن هزاران نفر در تاریخ ۲۹ سپتامبر به قلب نیویورک به همراه وسائل ضروری زندگی روزمره ، وال استریت را برای چندین ماه تسخیر کند.
سازمان دهندگان این جنبش، اعلام کردند این حرکت از تجمعات اعتراض آمیز مردم مصر، یونان و اسپانیا الهام گرفته است. گروه “تسخیر وال استریت” در فیس بوک از طرفداران خود خواست تا برای سرنگونی بزرگ ترین انحراف ایجاد شده در دموکراسی، به وال استریت لشکر کشی کنند.
https://www.facebook.com/OccupyWallSt

جنبش وال استریت در حقیقت نخست در شبکههای اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر شکل گرفت. همچنین این شبکه ها نقش موثری در افشای بدرفتاری پلیس با تجمع کنندگان داشتند. پس از جدی شدن روند اعتراضات ، فیس بوک صفحات چندین تن از فعالان جنبش را حذف کرد. حتی برخی از نویسندگان این صفحات نیز بازداشت شدند. اقدامی که سبب شد معترضین صفحه «فیسبوک را اشغال کنید» را در این شبکه اجتماعی به راه بیندازند!
علاوه بر حضور در شبکه های اجتماعی، معترضین وب سایتی را نیز به آدرس http://occupywallst.org طراحی کردند که این قابلیت را دارد کسانی که از این حرکت حمایت می کنند، بتوانند در آن علت اعتراض خود به نظام سرمایه داری حاکم را بیان کنند و از هر کجای دنیا همبستگی خود با این حرکت را نشان دهند. لیست این گروهها روزانه در سایت به روز می شود. در صفحه آغازین وب سایت ، بیانیه زیر به چشم می خورد:
“ما ۹۹ درصدی هستیم که از خانه های خود بیرون رانده شده ایم. ما از خدمات درمانی مطلوب محروم بوده ایم. ما از آلودگی محیط زیست رنج می بریم. ما ساعات طولانی را برای مقداری اندکی دست مزد و بدون بهره مندی از حقوق قانونی خود سخت کار می کنیم، البته اگر بتوانیم کاری پیدا کنیم. در حالی که یک درصد دیگر از همه چیز برخوردار است، ما از هیچ چیز برخوردار نیستیم. ما ۹۹ درصد جامعه هستیم.”
زمزمههای تجزیهی ایالات متحده
اما این تمام ماجرا نیست. هر چند شروع این جنبش توسط گروهی با مطالبات فوق که آسیب دیدگان اصلی بحران اقتصادی آمریکا از سال ۲۰۰۸ تا کنون هستند ، آغاز شد اما گروههای مختلف ناراضی از وضع موجود از قبیل اقلیت های نژادی مانند سیاهان ، سرخ پوستان و لاتین تباران گرفته تا روشنفکران، دانشجویان، هنرمندان، اساتید دانشگاه و گروه های کارگری به آن پیوستند و در آن حضور یافتند.
با کشیده شدن این اعتراضات به دیگر ایالت ها و حتی کشورهای وابسته به اردوگاه سرمایه داری ، به تبعیت از صفحه فیس بوک Occupy Wall St. که نزدیک به سیصد هزار عضو دارد، بالغ بر دویست گروه دیگر محلی نیز در فیسبوک ایجاد شده است که هر کدام متعلق به یک ایالت و شهر آمریکا است و هر کدام تشکیلات و مطالبات مخصوص به خود را دارند و اعتراضات محلی را خبر رسانی می کنند. شدت و نوع اعتراضات در برخی از این صفحات بخصوص صفحات لاتین تباران آمریکایی به حدی است که حتی می توان این نظریه را از ذهن گذراند که شاید در آینده ای نه چندان دور شاهد استقلالطلبی ایالاتی مانند وینسکانسین، نیو مکزیکو و حتی تگزاس از ایالات متحده باشیم!
مکزیک اشغالی
ریشه جداییطلبی ایالتهای جنوبی امریکا به ویژه تگزاس، آریزونا، نیومکزیکو و لوئیزیانا در تاریخ است. پس از اینکه در سال ۱۸۴۵ مکزیک حاضر نشد بخشی از خاک خود را به قیمت ۳۰ میلیون دلار و بخشش ۵/۴ میلیون دلار بدهیاش به امریکا واگذار کند در ۱۳ می ۱۸۴۶ کنگره، دستور حمله به این کشور را صادر کرد. بالاخره در ۱۷ سپتامبر ۱۸۴۷ مکزیکوسیتی به اشغال امریکا درآمد و چند ماه بعد با امضای قرارداد گوادلوپ هیدالگو، تگزاس، کالیفرنیا، نوادا، یوتا و بخشهایی از نیومکزیکو، آریزونا، کلرادو و وایومینگ در ازای ۱۸ میلیون دلار غرامت و بخشش سه میلیون دلار بدهی مکزیک به امریکا واگذار شد.
مجموع مساحت جدا شده از مکزیک، اکنون حدود یک سوم وسعت امریکا را (۹ میلیون و چهارصد هزار کیلومتر مربع) تشکیل میدهد. اما با وجود چنین ظرفیت جمعیتی و مساحت، آنها سهم زیادی در حاکمیت ندارند و اعتماد خود را نسبت به حکام از دست دادهاند.بسیاری از شرکت کنندگان در تجمعات این ایالت ها معتقدند که چرا باید ثروت ۴۰۰ سرمایه دار نیویورک نشین از جیب مردم ایالت آنها تامین شود و قطعا در صورت استقلال از ایالات متحده ، وضعیت معیشتی آنها بهتر خواهد شد.
با جستجوی عبارت “Occupy + نام ایالت یا شهرهای ایالات متحده” در فیس بوک می توان به این صفحات دسترسی پیدا کرد.
Occupy Los Angeles
Occupy Seattle
Occupy Boston
Occupy Edmonton
Occupy Riverside
Occupy Columbus
Occupy Memphis
Occupy San Francisco
Occupy Tampa
OCCUPY ATLANTA
همچنین بصورت مستقیم می توان از طریق نشانی http://www.livestream.com/globalrevolution تحولات وال استریت را از طریق سایت لایو استریم مشاهده کرد. کلیپهای تولیدی این جنبش نیز در این صفحه به چشم می خورد.
اعتراضات جنبش ۹۹ درصدی در توییتر
در همان زمان که خانم هیلاری کلینتون در مصاحبه با بی بی سی فارسی می گوید: دولت آمریکا هر حمایتی از دستش بر می آمد به معترضان انتخابات ۸۸ ایران کرد و از جمله به این موضوع اشاره می کند که دولت از سایت توییتر خواست تا اعمال تغییرات خود را مدتی به تعویق بیندازد ، توییتر اقدام به حذف تگ #occupywallstreet از صفحه اول این شبکه اجتماعی نموده است. البته می توان این احتمال را داد که شاید تعمیرات معوقه ژوئن ۲۰۰۹ ، در اکتبر ۲۰۱۱ به انجام می رسد!

با این حال کانال @OccupyWallSt در توییتر لحظه به لحظه اخبار ، تصاویر ، فیلمها و تجمعات وال استریت را گزارش می کند. این کانال در حدود صد هزار نفر فالوئر دارد که آمار کم نظیری برای شبکه اجتماعی توییتر است. #ows #occupywallst دو تگ شاخصی هستند که با جستجوی آنها می توان ثانیه به ثانیه اخبار جنبش ۹۹ درصدی را در سراسر دنیا در این شبکه اجتماعی دنبال کرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 0:0  توسط توهم
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 1:19  توسط توهم
|
دکتر مجدى أحمد حسين؛ دبیر کل حزب العمل مصر
حزب عمل اسلامی مصری حزبی سیاسی است که
در سال ۱۹۷۸ با نام حزب عمل اشتراکی (سوسیالیستی) تأسیس شد و از اواخر دهه
۱۹۸۰ با تحول ایدئولوژیکی عمیق به یک حزب اسلام گرا تبدیل شد. فعالیت این
حزب در دوران مبارک از سال ۲۰۰۰ در مصر ممنوع شده بود. « مجدی حسین »
اندیشمند و نویسنده اسلامی مصری، دبیر کل حزب اسلامی العمل مصر و از
مبارزان فعال ضد رژیم مبارک بود که بارها نیز در دوران حکومت وی به زندان
افتاده است…
وی در طی جنگ بیست و دو روزه
غزه به همراه بعضی از اعضا و رهبران جنبش اخوان المسلمین به دلیل همدردی و
یاری رساندن به اهالی مظلوم غزه، توسط نیروهای امنیتی این کشور بازداشت شد و
به سه سال زندان محکوم شد. وی پس از پیروزی انقلاب مصر چند روزی در ایران
حضور داشت و با شخصیتهای سیاسی و فرهنگی دیدار کرد. او در یادداشت خود
درباره این روزهای مصر این چنین می نویسد.
***
مرحله دوم انقلاب اگر سخت تر از
مرحله اول نباشد آسان تر نیست. در مرحله اول (ساقط کردن نظام مبارک) امور
واضح و بدیهی بودند: ملت در یک سمت بود و طاغوت در سمت دیگر و ملت یکپارچه
سقوط طاغوت را خواستار بود. اما مرحله دوم که همه ما تلاش می کنیم حکومت از
شورای عالی نیروهای مسلح به مردم واگذار شود، دارای چشم انداز سیاسی
دشواری است. بسیاری از کسانی که به نظام مبارک وابسته بودند امروز به
انقلاب پیوسته اند. افرادی که برای حفظ جایگاه خود دست به هر کاری می زنند.
اختلاف بین گروه های انقلاب
هنگامی که از آینده و ماهیت نظام آن صحبت می شود امری طبیعی است، با این
حال در این بین باید توجه داشت کسانی هستند که آشکارا با انقلاب خصومت
دارند. هر چند تعدادشان کم است ولی خطرشان زیاد است. حضور باقی ماندگان
رژیم سابق در تجمع های مردمی به قصد تخریب آن از داخل و همچین تلاش نیروهای
امنیتی رژیم سابق برای نفوذ در حرکت ها و تجمعات مردمی که گاه بصورت
بازدارنده و گاه به قصد تحریک انجام می شود، از این دست موارد است. بدین
سبب جراحت هایی بر پیکره انقلاب و ملت وارد آمده است.
بخش دیگر این جراحت ها، عجله
برخی از انقلابیون در به ثمر رسیدن میوه های انقلاب پیش از موعد مقرر است.
در انقلاب ها معمولا مرحله دوم، مرحله مهم و مشکلی است. در این مرحله نیاز
به یک رهبر جامع است که بتواند توافق ملت و رضایت آن را به دست آورد و یا
اینکه اکثریت مردم مطیع وی باشند. این رهبر قانونی انقلاب است که درگیری ها
با بقایای نظام سابق را اداره و حتی تمامی امور حکومت را به انقلابیون
واگذار می کند.
سابق بر این گفتم که مرحله اول
انقلاب ممکن است بدون رهبری واضح و منسجم پایان یابد، ولی بسیار مشکل می
توان مرحله دوم را به شکل مرحله اول ادامه داد. ما از اول به التزام شورای
عالی نیروهای مسلح به تعهداتش اعتقادی نداشتیم و گذشت ایام این امر را ثابت
کرد. این شورا در طول این چند ماه هیچ گاه یک قدم در راستای اهداف انقلاب
جز با فشار ملت قدم به جلو نگذاشته است. این امر یکی از مهم ترین دلایل
اهتمام و اصرار ما بر تسریع در برگزاری انتخابات است. وسیله ای صلح آمیز که
می تواند تبلور رهبری حقیقی برای انقلاب و یک گام بزرگ در انتقال قدرت از
نظامیان به شهروندان باشد. تنها این گونه است که قطار انقلاب در ریل خود
قرار می گیرد.
با این وجود درخواست ما تشکیل
یک شورای رهبری انقلاب در خلال این مرحله انتقالی بود. جناح های انقلاب به
دو دسته اسلام گرا ها و سکولار ها تقسیم شده است و این انشقاق وقوع این
امکان را تاکنون سلب نموده است. من بدون هیچ گونه تعصب و جانب داری، سکولار
ها را مسئول اول این دو قطبی شدن انقلاب می دانم. ترس آن ها از پیروزی
اسلام گراها در انتخابات در ایجاد این خصومت و دو قطبی شدن انقلاب نقش موثر
داشته است.
ما امروز با یک ائتلاف اسلامی و
یک مجموعه از ائتلاف های جریان دیگر در انقلاب مواجه هستیم. عقلای جریان
سکولار ملی گرا را به رسیدن تفاهم با ائتلاف اسلام گراها و طرفین را به
توافقات مشترک در مجال هایی از قبیل حذف عناصر باقیمانده نظام مبارک، تسریع
در محاکمات و مطالبه حقوق شهدای انقلاب توصیه می کنم.
در مورد اختلافات پیرامون موضوع
“اول قانون اساسی یا اول انتخابات” باید با یکدیگر همکاری و هماهنگی داشته
باشیم، همانطور که در مورد فهرست های انتخاباتی آتی نیز توافقاتی را با
یکدیگر داشته ایم. مصلحت اول انقلاب کوتاه شدن دوره انتقال به حداکثر ممکن
است. این دوران در حقیقت دوران بطالت امور کشور است و نظامیان را وسوسه می
کند تا بدین واسطه بهانه برای باقی ماندن در قدرت داشته باشند و یا این که
آن را در هنگامی تحویل مردم دهند که قوانینی برای بسط قدرت خود در قانون
اساسی بگنجانند.
ما در یک مسابقه حقیقی با زمان
قرار داریم زیرا که عناصر باقی مانده از رژیم مبارک در حال بازسازی خود در
تلاش برای ایجاد نظامی بر مبنای پایه های نظام سابق به خصوص در زمینه امور
امنیتی هستند. بعضی از انقلابیون تصور می کنند که زمان برای مقابله با
عناصر نظام مبارک وجود دارد و در این زمینه یک چشم انداز سیاسی و روشن
استراتژیک را تصور می کنند. در حالی که عنصر زمان بسیار مهم است. این یک
قاعده در بوکس یا کشتی است، هنگامی که دشمن ضربه خورده است به مصلحت نیست
که به وی فرصت دهیم تا قوای خود را بازسازی کرده و دوباره به بازی ادامه
دهد.
کسانی که از طرف انقلابیون وارد
مذاکرات با شورای عالی نیروهای مسلح شده اند، خطای بزرگتری را در سطح
تاکتیکی و استراتژیک مرتکب شده اند. اصحاب انقلاب بهتر از هر کسی عاملان
نظام مبارک را می شناسند، ولی به موضوعی جز این امر که انقلاب از سلطه به
ملت تفویض شود و اهداف انقلاب به ثمر نشسته و در کوتاه ترین زمان به موفقیت
برسد، نمی اندیشند. حقیقت امر این است که شورای نظامی از اختلافات در
اردوگاه انقلاب (محور اسلامی – سکولار) برای تعویق زمان انتخابات و شانس
باقی ماندن طولانی در حکومت استفاده می کند.
کسانی که از وضعیت فعلی و حکومت
نظامی ها ناراضی هستند، با برگزاری انتخابات و تشکیل پارلمان که اسلام
گراها بخش اساسی آن را تشکیل خواهند داد، به راحتی می توانند شورای عالی
نیروهای مسلح را ملزم به تسلیم قدرت به حکومت منتخب مردم سازند. قطعا هیچ
تصمیمی برای همه گروه های سیاسی عاقلانه تر از این ممکن نیست. شرایطی که
قانون ۶۰ ساله حکومت مستقیم و غیرمستقیم نظامیان بر امور مصر را ملغی
خواهد ساخت.
همه گروه های سیاسی می دانند که
اختلاف های میان آن ها هر قدر هم زیاد، کمتر از اختلاف های آن ها با حاکم
نظامی مسلط است. قانون مدنی بر مبنای دموکراسی تنها چارچوب حقیقی برای
ارتباط ما بین غیرنظامیان و نظامیان است. قانونی که مطمئنا نمی خواهد از
نقش مهم نظامیان در اداره امور کشور جلوگیری کند، آن هم در کشوری که در
مرزهای دشمن صهیونیستی واقع شده است.
همه می دانیم که در این مسیر
برای ما فرش قرمز برای ورود به پارلمان منتخب و دولت پهن نکرده اند، اما
برای اولین مرتبه از زمان انقلاب، قاطعانه می گوییم که مشروعیت قانونی و
انقلابی از آن ماست. مردم پشتیبان حکومت پارلمانی منتخب هستند. پس بنابراین
با تشکیل حکومت منتخب و پارلمان دیگر اعتراض های کنونی بر ضد شورای عالی
نیروهای مسلح نیز نمی تواند توجیهی داشته باشد. زیرا که پس از تشکیل حکومت،
آن ها نیز یکی از اعضای حقیقی انقلاب هستند.
رهبری ارتش اگر بخواهد صورت به
صورت انقلاب بایستند کاری از پیش نخواهد برد. همانند ۲۸ ژانویه که برای حفظ
حکومت سابق و مقابله با انقلاب به مبارک فشار آورد تا جانشینی برای خود
تعیین کند (عمر سلیمان) و هنگامی که این گزینه به سرعت شکست خورد، مبارک از
حکومت کنار رفت. آمریکایی ها نیز در این مسیر تلاش های مایوسانه ای (که هم
اکنون نیز ادامه دارد) مشابه مداخلات در تونس، یمن و لیبی را در پیش
گرفتند. شورای عالی نیروهای مسلح تلاش کرد تا ایده وفاداری به نظام مبارک
بدون مبارک، ارائه شده توسط آمریکایی ها را به اجرا در آورد ولی در نهایت
از این موضع به خاطر مخالفت مردم عقب نشینی کرد. ولی جالب است که شورای
نظامی بعد از آن، با وجود تحویل مبارک به دادگاه با فشارهای میلیونی مردم،
تلاش کرد سندی را در مورد وفاداری مبارک به مسئله فلسطین و خدمات وی به
فلسطین در پرونده وی قرار دهد!
در حالی که گروه های فلسطینی
به صراحت این قضیه را رد کرده اند و نیازی هم نداریم این تلاش ها و برهان
ها را به شورای عالی نیروهای مسلح ثابت کنیم. خیانت های نظام مبارک غیر
قابل کتمان است. شورای عالی نیز در مقطع حساس انقلاب همپای مردم نبود و
تاجایی که توانست هر چه مبارک و نهادهای وابسته به او می گفتند را اجرا می
کرد. البته بسیاری از سران ارتش و کادرهای میانی آن از هرگونه گشودن آتش بر
روی مردم خودداری کردند.
پیام مهم ما این است: راه مقابل
نیروهای مسلح برای مصادره انقلاب بسته است. با این حال و با وجود برخی
حقایق تلخ رخ داده، هدف ما تعامل جدی و احترام به شورای عالی نیروهای مسلح
است و ما بر تعهدات علنی آن ها برای تسلیم حکومت در کمتر از یک سال التزام
داریم. ولی متاسفانه برخی در داخل و خارج شورای عالی با وسوسه شیاطین داخلی
و خارجی به دسیسه افکنی برای باقی ماندن شورا در قدرت اصرار دارند.
عدم عمل به تعهدات شورای عالی
باعث شده است تا در حال حاضر هیچ اطمینانی نسبت به اعلامیه های شورای عالی
نظامی نداشته باشیم. استمرار اجتماعات میلیونی هفتگی در میدان تحریر ضروری
است تا قانون انتخابات بر مبنای خواست نیروهای سیاسی پیاده شود و حکومت
منتخب بر مبنای قانون انتخابات بر اساس یک جدول زمانی دقیق و از طریق
پارلمان ایجاد گردد.
فرصت سوزی و تلاش در بازپس گیری
مطالبات از شورای عالی برای تنفیذ اهداف انقلاب یک کار بیهوده است، برای
آن که چیزی از وی طلب می شود که مالک آن نیست و به محقق شدن آن ایمان
ندارد. طبیعی است که جوانان در تحریر فریاد بزنند: هیچ گونه تغییر حقیقی
ایجاد نشده است و هنوز هیچ پاسخی به انقلاب داده نشده است، ولکن رهبران
مجرب باید توضیح دهند که این راه از ابتدا مسدود بوده است، گردانندگان
معرکه سیاسی باید زمین بازی سیاسی را درک کند، همان گونه که یک کاشف یا
جهان گرد جغرافیایی با مطالعه جغرافیا هدف را کشف می کند. بنابراین بیشترین
مطالبه از شورای عالی نظامی یک ساده لوحی سیاسی و عدم درک شرایط است و
توجه به این حرکت سیاسی ضروری است.
مطلوب این است که یک شورای
انقلاب منتخب، رهبری را تا تحقق اهداف انقلاب در دست بگیرد. بحران بوجود
آمده با شورای عالی نیروهای مسلح پایان نمی یابد مگر با تسلیم حکومت به
مردم. و تسلیم حکومت از طریق انتخابات ممکن است. و برای همین باید تمام طرف
های انقلاب حول این هدف متحد شوند و بدانند که این مسیر تنها راه برای
محافظت از انقلاب و به پیش بردن آن است.
جریان های سکولار نیز با شعار
اول قانون اساسی سعی می کنند انتخابات را به تاخیر بیاندازند. متاسفانه ترس
از پیروزی اسلام گرا ها بر مصلحت انقلاب غالب گشته است. این جریان های
سکولار به طور عمده جریان های غیرمنتخبی هستند که ترجیح می دهند به واسطه
شورای نظامی قدرت بگیرند و این به سبب مبادی قانون اساسی فعلی است. برای
رهایی یافتن از ریشه های استبداد باید انتخابات در تمامی زمینه های مهم
برای ایجاد و استمرار یک نظام جدید ایجاد شود. یک شورای خبرگان منتخب باید
برای نظارت بر این قضیه ایجاد شود.
درگیری های تاسف برانگیزی که
اراذل و اوباش با همکاری ارتش در قلع و قمع تظاهرات در مقابل وزارت دفاع در
شامگاه شنبه شب گذشته انجام دادند، امری اثبات شده است و برای اولین بار
نیست که این هارمونی را بین پلیس نظامی و اراذل و اوباش می بینم. با وجود
این که کسی موافق شعار های تعدادی اندک مبنی بر ساقط شدن شورای عالی
نیروهای مسلح نیست، اما این دلیل بر آن نمی شود که یک تظاهرات مسالمت آمیز
این گونه با خشونت مواجه شود. ما همچنان در قبال شورای عالی به در های بسته
نخورده ایم، اما آن ها را از ادامه این وضعیت و احتمال عدم واگذاری حکومت
به مردم برحذر می داریم.
در پایان همه را به پیام جمعه
میلونی ۲۹ ژولای برای وحدت انقلاب و تاکید بر مسالمت آمیز بودن آن با تمرکز
بر تغییر حاکمیت از طریق انتخابات در نزدیک ترین زمان ممکن دعوت می کنم.
ما ضد مطالبات مردمی برای تعجیل
در محاکمه مبارک و هم دستانش نبوده و نیستیم ولی اطمینان داریم شورای عالی
نیروهای مسلح آن را انجام نخواهد داد و هیچ کسی جز حکومت منتخب مردمی قادر
به انجام آن نخواهد بود.
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 22:17  توسط توهم
|