دو سه روز تعطيلي بين امتحاتاتم رو نشستم به وبگردي 2-3 ساعته تو چند تا از اين وب سايتها و وبلاگهاي عربي تا ببينم موضعشون نسبت به تهديدات اخير آمريكا نسبت به ايران چيه.
بعد از ديدن چند سايت و وبلاگ خوندن مطالب و نظراتشون متوجه شدم تحت تاثير جريانات صهيونيسيتي وهابيت و بدليل بسته بودن محيط كشورهايي عربي متاسفانه شبكه هاي انحصاري وهابيت مثل العربيه يا شبكه پان عربيست الجزيره با سياسي كاري و پيش كشيدن حربه اختلافات شيعه و سني،اتهام دخالتهاي ايران در عراق،هلال شيعي،مسئله جزيره هاي سه گانه ايراني يا بحث خليج عربي،يا بكار بردن اصطلاح سلطنت صفوي فضا رو طوري هدايت كرده بودند كه اكثريت نسبي مخاطبين جملات و نظراتي بر ضد ايران داده بودند.
مثلا در مورد اعدام صدام العربيه تيتر زده بود : ايران و اسرائيل از اعدام صدام در عيد قربان اظهار شادماني كردند يا ايران در سال 2003 حاضر شده بود در ازاي يكسري امتيازات از آمريكا دست از پشتيباني حماس و حزب الله برداره
البته تا حدودي هم سعي در عقده گشايي از افزايش قدرت و محبوبيت ايران هم داشتند.مثلا در مورد سفر لاريجاني به عربستان تيتر زده بود ايران از خادمين حرمين شريفين!!!(عبدالله) استمداد كمك كرد!
اين شانتاژ ها و حركات كاملا حساب شده تا حدودي تاثير خودش رو هم گذاشته مثلا اين چند تا از نظرات مخاطبين اين سايتهاست.
أنصح الحكومة السعوديه وفقها الله ... الاتصدق الايرانيين لان السلاح النووي الايراني لا يريدون صنعه الالسيطره على الخليج العربي ونشر مذهبهم الصفوي الخبيثوتكوين أمبراطوريه فارسيه في المنطقه ونسأل الله العلي العضيم أن يضرب الايرانيين بأالامريكان وان يخرجنا من بينهم سالمين فكلهم ظلمه مجرمون
الى الامام ياامريكاخلي ايران الشيطان الاكبرتنهاروتركع وتصيرنسخة من العراق المدمر ونصبي حكومةمواليةبدل الحقودين اللي قلوبهم اسودمن عمايمهم (ناس ماتجي الابالعين الحمرا) وعندي امريكااحسن بمليون مرة من الدولة الصفويةالحاقدة
البته اقليت 30-40% طرفدار ايران سعي مي كنند در حد توانشون با اين صحبتها مقابله كنند. از قبيل اين نظرات :
امريكا و اسرائيل والعربان كلهم ضد ايران، ابشري يا ايران بنصر من الله. في تاريخ الحضارة الاسلامية اعز الله المسلمين في الماضي بدخول الفرس في الاسلام فكانو من انشط الشعوب الاسلامية في رفع لواء الاسلام(علماء حديث، فقه، طب،ادارة، فلك، رياضيات) وهو انشاء الله سيعز الاسلام بهم في اخر الزمان كما اخبرنا رسول الله `لو كان الإسلام في الثريا لناله رجال من فارس
یکسری از بحثهای درگرفته رو اینجا ببینید`.
آدم با ديدن اين حكام جاهل عرب واقعا پي به زيبايي اين جمله رهبري ميبره :
درود بر رهبر دلیر و مقاوم عربی سید حسن نصرالله
2- يكسري وبلاگ وهابي هم هستند كه حسابي تو اعصابم راه رفتند. از جمله اين يارو! كه تمام مطالبش حمله به ايران و شيعه هاست و تو يكي از مطالبشم فتوي داده به كشتن ايرانيها!
ميخوام اگه بشه هكش كنم. پايه ميخوام كي ميتونه كمك كنه؟!
پيشنهاد ميكنم مجمع وبلاگنويسان هم اگه ميخواد تاثير گذار باشه به نظر من بايد ليستي از اين وبلاگها تهيه كنه تا هر كدوم به يك روش حالشون گرفته بشه .
وعلاوة على الهتافات الهمجية في تلك اللحظات ، دنائتهم حتى في عملية الإعدام وتنفيذه قبل أن يتمم صدام - رحمه الله - الشهادة للمرة الثانية !! ..
بعد كل هذا ، هل سنزال ندعو للتحاور والتقارب مع الرافضة ؟ ونصر على ان اختلافاتنا معهم في الفروع وليست الأصول ؟
إن لم نعتبر ونستيقظ بعد ما حصل ، فلن تنفع آلاف الخطب والكتب في جعلنا نستيقظ ..
اين هم عكسهايي از مراحل طبخ سوسمار بوسيله يكي ازبرادران وهابي !
من خودم با ديدنش تا دوسه ساعت لب به غذا نميتونستم بزنم.

اگر بیماری قلبی ندارید براي ديدن بقیش روي ادامه مطلب كليك كنيد
تا بعد...
تلاش کردند تا به قول خودشان ارزش هاي دفاع مقدس را تبيين کنند نشستيم ودل سپرديم.
تلاش کردند تا به قول خودشان دستاوردهاي دفاع مقدس را تشريح کنند نشستيم وگوش کرديم.
انگشت هايشان را تاآنجاکه مي توانستند باز کردند وافتخارکردند که خاک ايران را حتي به اندازه ي يک وجب هم از دست نداده اند نشستيم ونگاه کرديم. اما نشسته بوديم وارزش هاي دفاع مقدس در حال تثبيت وتبيين وتحقيق وتشريح وترويج وتبليغ وبودند. ما نشسته بوديم وخيلي ها دوست داشتندکه ما بنشينيم وبه خاطرات گوش کنيم.
نشستيم و از روي مين رفتن هاي داوطلبانه از نماز شب هاي زير نور منور از وصيت نامه نوشتن هاي کنار اروند، از به خط زدن و به خدا رسيدن، از يخ زدن روي قله ي ماووت ، از سوختن درسه راه شهادت، از قطعه قطعه شدن پشت خاکريز و...و...و بشنويم.
نشستن وشنيدن کارمان شده بود و چه شيرين هم بود وچه حالي داشت!درست مثل نشستن در خيمه هاي عزاداري و شنيدن مصائب وفضائل اهل البيت(ع).
******
ثمره ي جهاد نسل ايستاده فريادگر، شده بود نسل نشسته ي ياد آور.
******
و در تمام آن سال ها که ما داشتيم عکس حاج همت و متوسليان وبروجردي وباکري وخرازي را پشت کلاسورهايمان يا روي کمدهايمان مي چسبانديم وصبح هاي سه شنبه ميرفتيم زيارت عاشورا با سانديس، يک نفر داشت فرياد مي زد:"بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلت هاي اصلي انقلاب زنده بماند."
******
وسط ميدان ما شده بود کنج عافيتي که با ياد شهدا تزيين شده بود و عکس هايشان و خاطراتشان وروز به روز هم خاطرات لطيفترمي شد و لطيفتر. اينکه چطور عاشق مي شدند ،چطور خواستگاري ميکردند ، چطور دل خانم هايشان را به دست مي آوردند ، چطور به نوزادانشان نگاه مي کردند، چطور شوخي مي کردند و...
عجب شهداي نازنين بي آزاري . شهيداني که حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زکات اختلاس هايشان را بدهد تا برايشان کنگره ي بزرگداشت برگزار شود.
******
گفته بود مي بيني اين را براي حجله ام گرفته¬ام. قشنگ هست يا نه؟ و به قاب نگاه مي¬کرد، به بچه¬هاي کوچه¬ي اصغر شهيدکه شايد بيست و دو را هم پر نکرده بود و دست هايش، دست هاي زمخت و پينه بسته¬اش، به شصت ساله ها مي مانست.
اصغر که شهيد شد، مي دانست روزي خواهد رسيد که فقط شهداي نازنين را ياد خواهند کرد؟ آنها که نه فرزندان پا برهنه ي جنوب شهري اند و نه بغض به قربانگاه آمده ، نه تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها و نه شمشير برهنه ي عدالت علي در برهوت ظلم و تحجر؟ شهدايي که به نشستن فرا مي خواند و گريستن و حال ، و نه به قيام و مبارزه و قيل و قال. شهداي نازنين، شهدايي که مي شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتيا و گاز داد تا جمکران!
******
تا آنجا که يادم مي¬آيد، شهدا آنقدر ها هم که حالا مي¬گويند نازنين نبودند. هميشه هم لبخند روي لبشان نبود. آنقدر مست خدا نبودند که فقر و فساد و تبعيض از يادشان برود و آنچنان از خوف خدا غش نکرده بودندکه هيچ خوفي بر دل هيچ کس نيندازند.
تا آنجا که يادم هست – راستي چند هزار سال پيش بود؟
- تجمل پرست ها از بسيجي ها مي ترسيدند. مفسد ها، مال مردم خور ها، رانت خوارها، از بسيجي ها مي ترسيدند، شهدا آدم هاي ترسناکي بودند. باور کنيد به خدا، اين قدر دوست داشتني بودن هم خوب نيست.
باور کنيد به خدا، امام حسين (ع) هم اين قدر دوست داشتني نبود. اگر نمي ترسيدند از او، که قطعه قطعه اش نمي کردند و اسب بر پيکرش نميدواندند و آب بر قبرش نمي بستند و در خيمه ها محصورش نمي کردند.
******
به روضه اش رسيديم.
حالا چقدر حال مي دهد زيارت خواندن براي شهدايي که بعد از رفتن هم شبيه شده اند به عشقشان، به حسين (ع) که آن بزرگ گفت: دو بار شهيد شد.
السلام عليکم يا اولياء الله و احبائه، السلام عليکم يا اصفياء الله و اودّائه.
گفتاری از وحید جلیلی-سردبیر ماهنامه سوره / نقل از روزنامه حزب الله
****************************************
دوم : توهمات زیاده اما ایام امتحاناست و وقت پیاده کردن توهمات روی وب نیست.
فقط در مورد پست قبلی بگم که این پست اثراتش رو فراتر از حد انتظار گذاشت.و مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه پس از ۳سال تلاش! و کوشش! بی وقفه! و پرثمر؟!!! بنا به مصلحت! عوض شد.
جناب آقای سعید عطار انتصاب؟! یا انتخاب شما رو هم به مسئول جدید بسیج دانشگاه تبریک می گوییم و از خداوند منان برای شما آرزوی توفیق در تمامی صحنه ها به مانند اين صحنه خواستاریم.

اينم عيدي من به مناسبت عيد غدير. تا بعد ...
××××××××××××××××هواللطیف×××××××××××××
از تمامی دوستان از هر گرایشی خواهش داریم که در یک فضای منطق و گفتگو با یکدیگر به بحث بنشینن تا انشاالله به یک نتیجه واحد برسیم. امیدوارم دوستان با سکوتشون باعث نشن که حقی پایمال بشه و ناحقی پیروز و انشاالله بتونیم به اهدافی که از پیش تعیین کرده بودیم و مد نظر امام ورهبری است برسیم.
:::::::::::::::::::::::::من الله توفیق:::::::::::::::::::::::::
به نام خداوند جان و خرد
با عرض سلام به همه دوستان آشنا و غیرآشنایی که همیشه منطقی حرف میزنن و عمل میکنن و هیچ وقت حاضر نیستند بخاطر دفاع از اعتقادات درست یا نادرستشان از هر کلمه زشت و دور از شان بسیج و بسیجی استفاده کنن.سلام به همه دوستانی که هیچگاه سرمایه های مادی و معنوی بسیج را خرج هدفهای شخصی خود نمیکنند و منافع بلند بسیج و نظام را به منافع شخصی خودشون ترجیح میدن و مطابق چشم انداز نظام اسلامی برنامه ریزی میکنند نه مطابق امیال شخصی!!
سلام به همه اونهایی که آبروی افراد براشون بیشتر از ماجراجویی های کودکانه ارزش داره و سلام به همه اونهایی که اگه نتونستن خوب از پس گفتن حق بربیان لااقل تو صف باطل نبودند...
راستش فکر نمیکردم که یه روزی لازم باشه اینجا مطلبی بنویسم اما با خوندن کامنتهایی که پیش از این کامنت اومده گفتم منم وارد بحث بشم ، شاید به نتایج مطلوبی رسیدیم و شاید بشود درون این میدان مین ، راهی باز کرد تا دوستان پس از ما بتونن ازش براحتی عبور کنن...
لازم است اول به بعضی از نوشته های دوستان پاسخی کوتاه بدهم: اول در پاسخ به دوست1414باید بگم که این اولین مراسم بسیج تو دانشگاه نیست ولی شاید بتوان گفت که اولین مراسم با موضوعیت یادواره شهید است. دوم در پاسخ به آقای محمد بگم که گفته بودند:"یادواره شهدا با هر کیفیتی ( چه از درون دانشگاه بیایند چه از بیرون ) محترم و مقبول است ."بگم که اتفاقا خیلی هم مهم است که باچه کیفیتی.شما خود را جای یک دانشجو بگذارید که بخاطر این همایش از کلاس خود که در درجه اول اهمیت برای یک دانشجوی(بسیجی یا غیر بسیجی) است زده و در یادواره شرکت کرده.شاید وقت برای بعضی ها اهمیت نداشته باشد ولی برای ما دانشجوها که... پس خیلی راحت میشود نتیجه گرفت که کیفیت مهم است.سوم در پاسخ به آقا مهدی که من دوست ندارم با ادبیات خودشون پاسخشون رو بدم ولی باید بگم که من هم امیدوارم شما همون آقا مهدی که مسئول عقیدتی برادران هست نباشی وگرنه من و بقیه دوستان برای برادران بسیجی که مسئول عقیدتیشون شما باشید کمی نگران میشیم.ضمنا اگر اهداف شما از برگذاری این یادواره اونهایی باشه که گفتید باید بگم وامصیبتا!!! حتما اگر همایش شما از شبکه 5 یا 6 پخش نمیشد یا شهرداری رباط و دانشگاه و بنیاد شهید نمیخواستن به اسم خودشون تمومش کنن دیگه شما حرفی برای گفتن نداشتید... مگه شما قائل به این نیستید که باید تکلیفتان را انجام بدهید. حالا دیگران هر چه میخواهند بگویند..اگر شما برای جبران 48یا 72 ساعت کار برای این یادواره نیاز به تشکر من و امثال من دارید که اینجا ذکر کردید من به شما میگویم ممنون..اگر شما بسیجی هستی وظیفت بوده.ضمنا بگم اگه شما بلد نیستی با 100 هزار تومان همایش راه بندازی یه کم برو از بسیجی های دانشگاههای دیگه یاد بگیر(هنر بسیجی این است که بتواند با کمترین هزینه بزرگترین کارها را بکند).. چهارم به آقا یا خانم"بسیجی بیطرف" بگم که بسیجی بیطرف وجود ندارد یا باید حق باشی یا باطل و بین این دو وجود ندارد. البته این گفته آخر را من از مسئول حوزه دانشگاه پرند یاد گرفتم.
...از بسیج پرند تعریف کردید که تو دنیای مجازی پا گذاشته...باید بگم اگه اونها از فضای مجازی وب و تاثیرش چیزی میدونستن از 7-8 ماه پیش اون موقعی که سایت را از دست کسی که راش انداخته بود به خاطر هیچ و پوچ گرفتن تا الان یه مطلب ناقابل توش میزاشتن که بیت المال حروم نشه.در رابطه با درس خوندن و واجب بودنش در درجه اول برای بسیجیها گفتی در تکمیل کلامت بگم که در مورد این یکی حرف نزن که وضع خیلی خرابه.یادمه مسئول سابق علمی بسیج آقای توکلی قرار بود کپی کارنامه اعضای شورا را به دستور ناحیه بگیره ببره معاونت علمی ناحیه...بنده خدا انقدر گفت که زبونش مو درآورد ولی دریغ از یک کارنامه ترم که بدستش بدن!!همش به خاطر سطح بالای!!! علمی اعضای شورا خصوصا آقای مسئول حوزه بود و هست...ضمنا بگم که اگه منظور شما از فرهنگ در جمله "مگه فرهنگ و پایه ی بسیج چی کم داره که دست به سوی کمکی دراز کنه ؟!!!" فرهنگی است که آقای مسئول حوزه و تعدادی از دوروبریاش پایه گذاری کردن باشه باید گفت خیلی هم کم داره.درسته که این اولین همایش بسیج تو دانشگاه نبوده اما به وضوح اسرافکاری توش معلومه...شاهدی از این بهتر که جانشین حوزه خودش به این امر اعتراف کرده!!! این اولین بار نیست که ما سعی میکنیم دانشجوها را با مفهوم شهید و شهادت آشنا کنیم.اگر شما از بسیج خبر دارید چطور از اردوی جنوب خبر ندارید!!! راستی تعجب میکنم که شما از واژه غربزده که آقای ولوی در تیتر وبلاگ خود بکاربرده دلخور شدید و انتقاد کردید اما با دیدن اسراف کاری ها-تصمیمات نادرست-آبرو ریختنهای مکرر-مخفی کاری اشتباهات اعضای شورا مثل کاری که در قبال اشتباه چند روز پیش آقای م ح شد و... حاضر نشدید سخنی بگویید و نقد کنید.آیا شما تاحالا سعی کردید کارهای اشتباه آقایون بسیجی رو نقد کنید و ببینید با شما چه رفتاری میشه...من به زودی جند نمونه برای شما ذکر خواهم کرد.آیا واقعا تو حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد پرند همونطور که گفتی هرکی که صلاحیت نداشته باشه رد صلاحیت میشه؟؟؟!!! یه کم فکر کن.اگه احتیاج به ذکر مصداق داری میتونی ایمیل بدی تا بهت چنتا نمونه بگم که به قول خود شما همه نبینن.
در کل از آقای ولوی و همه دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن به خاطر جراتشان در ذکر اعتقاداتشان تشگر و تقدیر میکنم و اگه لازم باشه بازم مینویسم
یا علی.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عکسهایی از فعالیتهای دانشجویان بسیجی!!! دانشگاه