تبليغاتX
توهمات یک دانشجوی بسیجی غرب زده !!!
فریادهایی که در سکوت معنادار این صفحه حبس میشوند!!!

  الف-اگر به تاریخ مدافعين تیم ملی فوتبال ایران نگاه کنیم متوجه میشویم که مطرحترین مدافع تاریخ فوتبال ایران در سطح جهان رحمان رضایی بوده است.

کسی که 5-6 سال در لیگ ایتالیا بازی کرده است و مامور مهار کسانی چون دل پیرو،توتی،کاکا،آدریانو و مطرح ترین گلزنان جهان بوده است.

در تیم ملی نیز او مرکز ثقل دفاع تیم بوده است و هر مربی هم که به تیم آمده،اینکه او نقش محوری در برنامه های او نداشته باشد،امریست کاملا محال.

اما اگر باز به همین 5-6 سال گذشته بازگردیم می بینیم علی رغم اینکه او در اکثر موارد نقش خود را به خوبی ارائه کرده،هیچ بازیکنی مانند او در ناکامیهای تیم ملی نقش نداشته است!

1-او در جام ملتهای اسیا 2004 درکتک کاری بی سابقه در تاریخ فوتبال جهان با بازیکن خودی(بداوی)،ذهن تیم ملی قدرتمند آن زمان را از کسب قهرمانی به مسائل حاشیه ای معطوف کرد و بر اثر جو عصبی که در تیم بوجود آمد 6 تا از بازیکنان تیم ایران به انحا مختلف یا کارت قرمز گرفتند و یا محروم شدند (مهدوی کیا،بداوی،نصرتی،ستار زارع،تقی پور)

2-در جام جهانی 2006 درحالیکه تا حدود دقیقه 70 ایران با مکزیک مساوی کرده بود و در صورت حفظ این نتیجه میتوانست با پیروزی بر آنگولا براحتی به دور بعد صعود کند رحمان رضایی علی رغم دفاع عالی که تا آن لحظه کرده بود،توپ برگشتی ناشی از اشتباه میرزاپور را به بازیکن مکزیکی پاس داد و او آن را تبدیل به گل کرد و مسیر تیم ملی در جام جهانی عوض شد.

3-گل به خودی زیبای چند روز پیش اوهم که لازم به ذکر نیست !

***

 

ب)علی رغم توصیه های جدی مقام معظم رهبری مبنی بر انسجام اسلامی در این سال و تلاشهای مثمر ثمر احمدی نژاد در برقراری روابط دوستانه با کشورهای عرب خلیج فارس و سفر او به این کشورها برای عمل به این توصیه رهبری،این روزها جو بی سابقه شدیدی در جهان عرب علیه ایران به راه افتاده : از قرار دادن نماد جمهوری اسلامی در کنار نماد فاشیسم و صهیونیسم تا تجمع درمقابل سفارتخانه های ایران،طوری که وزیر خارجه کشور بزرگی چون ایران مجبور میشود برای ادای توضیحات و خاموش کردن آتش فتنه به یک جزیره کوچک سفر کند !

و دلیل این همه جوسازی هم سوتی مدیرمسئول محترم روزنامه ای بوده است که اینروزها فکر میکنم از کم خواننده ترین روزنامه های کشور است اما به علت قیمت ارزان و کاغذ مرغوب و چاپ درابعاد بزرگتر ازهمه روزنامه های کشوربه شدت مورد علاقه نمکیها و نون خشکیهاست!.

و جالب اینکه رسانه های عربی که نامگذاری امسال را به نام سال انسجام اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به شدت سانسور کرده بودند با بزرگ کردن این اشتباه نابخشودنی و بکار بردن نام "مستشار خامنئی" برای آقای مدیر مسئول،به شدت تدبیر سنجی معظم له را تحت تاثیر قرار داده اند.

خبر العربيه و نظرات اعراب را اينجا ببينيد

***

 

ج)این خبر صفحه اول دیروز روزنامه شرق بود :

امیدوارم غدیر روزی جای نوروز را بگیرد !

متن كامل خبر را از اينجا ببينيد

حالا اینکه چرا ملی گرایان شرق انقدر به این قضیه ابرازعلاقه کردند وآن را در صفحه اول تیترکرده اند را من نمیدانم وباید از خودشان پرسید !

***

د) خودتان پیدا کنید رابطه افراد مورد نظر بند "ب" و "ج" و امثالهم را با رحمان رضایی !

***

ه) رحمان رضایی پیش از جام ملتها علی رغم آنکه هنوز جایگزینی بهترازاودر تیم ملی برایش پیدا نشده اعلام کرد از تیم ملی کنار خواهد کشید تا جوانترها بتوانند جای او را بگیرند و دفاع تیم ملی با آزمایش چند مدافع جوان در این یکی دوساله بتواند مهره ای خوب را درخط دفاع تا رقابتهای مقدماتی جام جهانی در سال 2009 پیدا کند.

 اما بعید است که . . .

.والسلام

بعد التحریر : احتمال ضعیفی وجود دارد این وبلاگ به 2 دلیل بعد از اين مطلب فیلتر شود :     

1)انتقاد غیر منصفانه نسبت به بازیهای رحمان رضایی و منکر شدن نقش او در موفقیتهای تیم ملی

2)انتقاد منصفانه نسبت به اشتباه حضرات آقایان "ب" و "ج"

 

 اما فکر میکنم سایتهای متعلق به افراد "ب" به خاطر نادیده گرفتن دستور صریح مقام مظم رهبری مبنی بر انسجام اسلامی و "ج" بخاطرعدم بصیرت نسبت به لزوم اتحاد ملی مورد نظر معظم له ، بسیارمحق ترهستند به این قضیه تا یک بلاگ با حداکثر 40 بازدید کننده در روز.

البته خوب اگر همچین اتفاقی افتاد چندان مهم نیست چون بالاخره با فیلتر شدن یک وبلاگ،اتفاق خاصی در جهان هستی رخ نمی دهد و زندگی همچنان ادامه دارد.

تا بعد ؟ً!...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:12  توسط توهم  | 

قصد و البته بدلیل ایام امتحانات وقت هم نداشتم که بخواهم در مورد خاطرات ۳ تیر بنویسم.

 ضمن تشکر از کسانی که این طرح را به راه انداختند فکر می کنم دوستان بهتر بود به جای یک کپی برداری محض از ابتکار وبلاگنویسان ۲ خردادی٬شرایط را بهتر می سنجیدند و از این پتانسیل بالا برای خط دهی و  جریان سازی برای موفقیتهای بیشتر دولت در ۲سال آینده  که در حقیقت حیاتی ترین و حساسترین مرحله فعالیت دولت هم هست٬ استفاده می کردند. نه صرفا ایجاد یک فضای نوستالوژیک.

امیدوارم با هوشمندی بیشتر شرایط در ۳تیر ۱۳۸۸ طوری رقم نخورد که با حسرت به این خاطرات بنگریم.

****

فکر میکنم برای بسیاری از جمله خود من بهترین خاطره زمانی بود که از یک طریقی فهمیدند  احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید

ساعت ۲-۳ نصف شب بود که مشغول خواندن برای امتحان فردا بودم که کنترل تلویزیون رو دست گرفتم و شروع به عوض کردن کانالها کردم.مطمئن بودم که احمدی نژاد رای بیشتری آورده اما از اونجایی که ستاد انتخابات دست ۲خردادیها بود حدس میزدم بدلیل نزدیکی آرا٬ آرای احمدی نژاد به حساب دیگری ریخته خواهد شد و او ریاست جمهوری رو دوباره بدست خواهد گرفت 

که شبکه العالم خبر فوری داد : "فاز المرشح محمود احمدی نجاد علی رییس السابق شیخ هاشمی رفسنجانی فی دور الثانی الانتخابات الرئاسه فی ایران"

یادم نیست چه اتفاقی افتاد فقط از خوشحالی یک دادی زدم که فکر کنم تمام ساختمون با وحشت از خواب بیدار شدند ! 

خاطرات دیگری هم هست از بحثهایی که در میگرفت٬اتفاقاتی که در دور اول افتاد و بعضی نکات که گفتن اونها نیاز به زمان داره !

همه دوستانی رو هم که در لینکدونی وبلاگ هستند دعوت میکنم به نوشتن

و البته خواندن متن زیر را که ۲سال گذشته در مجله سوره چاپ شده بود را به آنها که ادعای اصولگرایی دارند اکیدا توصیه می کنم :

 

به یکی از دوستان گفتم مقاله‌ای بنویس در مورد پیروزی رقیب آقای احمدی‌نژاد در انتخابات و دلایل شکست شهردار تهران در انتخابات ریاست جمهوری. چنین مقاله‌ای می‌توانست سرمقاله یکی از روزنامه‌ها یا مجلات ضد انقلابی درچهارم تیرباشدو می‌توانست این طور شروع بشود که: «شکست سنگین اصولگرایان درانتخابات نهم نشان داد که افسانه انقلاب اسلامی به تاریخ پیوسته و جدایی دین از سیاست و حکومت در جامعه در حال گذار ایران امروز وارد مرحله تازه‌ای شده است. ایرانیان دیروز در انتخابی آگاهانه نشان دادند که چگونه قواعد زندگی در جهان مدرن را آموخته و برای رسیدن به قافله جهانی هر مانعی را درهم خواهند شکست. پیام سوم تیر، پیامی است سهمگین‌تر از پیام دوم خرداد برای همه خام اندیشان متوهمی که نتوانسته‌اند واقعیت جهان امروز را در یابند و کماکان در خرافات و توهمات ذهن‌های عقب مانده شان گرفتارند...»

ادامه : ای جوانان عجم جان من و جان شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 15:8  توسط توهم  | 

  در سالهای اخیر کاناداییهای بی تاریخ و تمدن حسابی بر سر مسائلی چون حقوق بشر در ایران و صحبتهای  محمود احمدی نژاد مبنی بر حذف اسرائیل از نقشه سیاسی خاورمیانه کاسه داغتراز آش شده اند. و دلشان خوش است که می توانند خلا بی هویتی و بی تاریخی خود را با مانور دادن برسر اینجور مسائل پر کنند. و البته ظاهرا خبر ندارند كه پسر عموهاي آمريكاييشان چه خوابي برایشان ديده  اند؟!

کمیسیون تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا که توسط دولت آمریکا برای تدوین استراتژی ایالات متحده در قرن 21 تشکیل شده بود،تحقیق جامعی را در سال 98 در مورد راهبردهای سیاست خارجی آمریکا  درقرن 21 انجام داد و آنرا درقالب سندی در سال 2001 منتشر ساخت  که با مطالعه آن میتوان متوجه شد که بسیاری از آن راهبرد ها درطول  7- 8 سال گذشته درعمل پیاده سازی شده.

دریک قسمت از این سند به طور تلویحی ازدولت امریکا خواسته شده که شرایطی را فراهم کند که تا سال 2025 عملا کانادایی وجود نداشته باشد و ضمیمه خاک آمریکا شده باشد.

 

بخشهایی از مطالب این کتاب در مورد کانادا :

 

.... حتی در مورد کانادا ممکن است وضعیت به این گونه باشد.فکر کردن به آن تکان دهنده است اما فدراسیون کانادا ممکن است در 25 سال آینده متلاشی شود. موضوع ، فقط  ایالت کبک نیست که ممکن است باعث این فروپاشی شود. بلکه کبک احتمالا نقش کاتالیزور را ایفا خواهد کرد. به رغم سنت های سیاسی مختلف،ایالات غربی کانادا،از لحاظ فرهنگی بیشتر وابسته به پسر عموهای خود در غرب ایالات متحده وابسته هستند تا به ایالات شرقی کانادا. ونکوورازبسیاری جهات به سوی سیاتل کشش دارد تا به سوی اتاوا .

فروپاشی کانادا که حتی خود کانادایی ها آن را ممکن می دانند ، امواج تکان دهنده ی نیرومندی به ایالات متحده خواهد فرستاد.

 ازآن گذشته،با اینحال دردنیا هیچ جامعه ای بیش از جامعه ما به کانادا شبیه نیست و از هم پاشیدگی آن ممکن است در وحدت آمریکا،شکافهایی ایجاد کند. هم اکنون ساکنان غربی دو کشورازپایتختهای امپراطوری در واشینگتن و اوتاوا سخن میگویند. اگر چه بعید است ولی محتمل است که بریتیش کلمبیا،آلبرتا و ساسکاچوان در 25 سال اینده جز ایالات متحده شوند. شاید با همان درجه احتما ل( اگر نگوییم بیشتر) ایالات شرقی فقیرتر دریایی کانادا(نووا-اسکاتیا، نیو برانسونیک و جزیره پرینس ادوارد) بخاطر ترکیبی از نا امیدی و دنبا ل کردن منافع خود،همان مسیر را دنبال کنند.

بر خلاف جزایر حوزه کارائیب، که منابع طبیعی قابل توجهی ندارند،کانادا ذخایر سوختی فراوان،انواع کانیها،شیلات،چوب و شاید پرارزشترازهمه اینها برای ایالات متحده،20 درصد منابع آب شیرین جهان را داراست. با توجه به اهمیت همه آنها برای ایالات متحده،کانادا ارزش اندیشیدن جدی برای ایالات متحده را دارد.

 

 

 حال با این تفاسیر بهتر است چوب برهای کانادایی بجای دایه مهربان ترازمادرشدن برای اسرائیل حواسشان باشد که یکوقت خودشان از صفحه روزگار محو نشوند !

منبع : کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21  

ناشر : موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 19:26  توسط توهم  |