پس از سه دور مذاکره با آمریکا بر سر امنیت در عراق،در حالیکه از همان اول هم معلوم بود این مذاکرات با توجه به سابقه آمریکایی ها ذره ای در سرنوشت مردم عراق و بهبود اوضاع و ثبات کشور آنان تاثیر ندارد، (چون که عملا ایران، جز نفوذ معنوی بر روی شیعیان عراق هیچ نقش دیگری در عراق ندارد و تمام عملیاتهای تروریستی از سوی اعراب و بخصوص عربستان حمایت میشود)، آمریکا سپاه پاسداران را در لیست گروههای تروریستی قرار داد.
پس از قضیه قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی آمریکا 2 راه پیش روی ایران است :
1)عدم ادامه مذاکرات از سوی ایران = شکست مذاکرات
نتیجه : جناح طرفدار ایران و دولت مالکی در کوتاه مدت سقوط خواهد کرد.
بر اثر این هرج و مرج پیش آمده در عراق،جنگ فرقه ای و مذهبی فراگیرتر میشود و حتی ممکن است به کل خاورمیانه سرایت کند.
و پس از آن سکولار های شیعه و سنی های ضد ایران اداره امور را در دولتی صوری به دست خواهند گرفت
و حتی شاید به احتمالی هرچند ضعیف آمریکا با استفاده از فرصت پیش آمده،به بهانه مقابله با سرمنشا این بحران و تروریستها،یعنی سپاه پاسداران به ایران حمله کند
2)ادامه مذاکرات = به معنای غیر مستقیم قبول این اتهامات از سوی ایران
دولت بوش این مذاکرات را تا انتخابات سال 2008 ادامه خواهد داد و کماکان تهمتهای خود را به ایران نسبت خواهد داد و ادامه حضور خود را با بهانه هایی از قبیل نفوذ ایران و مبارزه با تروریسم در عراق توجیه خواهد کرد و حساب کنید که اگر جمهوری خواهها دوباره در انتخابات 2008 پیروز شوند در فرصت 4 ساله با حضور نظامی که در عراق دارند چه برنامه هایی را در راستای منافع اسرائیل میتوانند در عراق و کل خاورمیانه پیاده کنند ؟!

«لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي ائمه حق عليهم السلام به طور كوبنده، فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به آنان است جنايات آنان به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود.» امام خمینی
********
بعد التحریر : اعیاد شعبانیه مبارک
چند ماه پیش کتاب کیهان سال 58 را ورق میزدم که به یک اطلاعیه جالب برخوردم :
در این اطلاعیه سندیکای کامیون داران تهران وزیر ارشاد وقت را به دلیل عملکرد غیر اسلامی و بر خلاف رهنمودهای امام به مناظره تلویزیونی فراخوانده بود
شاید از نظر کسی که در سال 86 به آن روزها نگاه میکند این قضیه بسیار خنده دار و آرمانی باشد. چون که امروز شرایط به جایی رسیده که کامیونداران که هیچ،نخبگان و دانشگاهیان حزب اللهی نیز،حق انتقاد از هر گونه وضع فرهنگی کشور،بخصوص آنجاهایی که به شخص حضرت ریاست عالیه سازمان،مربوط میشود را ندارند و کوچکترین انتقاد و بازخوانی سخنان امام و رهبری در مورد این سازمان با بدترین برخورد مواجه میشود.و نقد فقط در چارچوب پاچه خواری از حضرات معنا پیدا میکند.
بعد از گذشت 27 سال از آن سالها که حتی کامیوندار این مملکت برای خود نسبت به فرهنگ اسلامی این مملکت احساس وظیفه می کرد،امروز تلویزیون فقط عرصه ای شده برای نیروهای سکولار و لیبرال،آن هم نه از نوع اصیل که از نوع درجه 3 و 4 آن،طوریکه وضع به جایی رسیده که مرضیه برومند نیز دادش درآمده و به مدیران مثلا خط امامی و حزب اللهی سازمان از گفته های امام تذکرمی دهد که صداوسیما باید دانشگاه عمومی باشد نه این چیزی که شما امروز دارید پیاده می کنید و مردم را به ابتذال فرهنگی می کشید.
و فکر میکنم که اگر بگوییم تمام مشکلات اقتصادی و مذهبی و و فرهنگی ما مستقیم یا غیر مستقیم به صدا و سیما برمی گردد حرفی به گذاف نگفته ایم که حوصله شرح آن در توان این قلم نیست و دوستان کم و بیش در وبلاگهایشان به آن اشاره کرده اند.
با اینحال بعید می دانم فعلا چاره کار در عوض کردن ضرغامی باشد که اگر اینطور بود و کسی بهتر از او پیدا میشد خود رهبری پیش قدم در این امر می بود.
ضمن اینکه تعویض مدیریت سازمان جزاینکه روند اصلاحات واقعی در این سازمان را به تاخیر بیندازد اثر دیگری ندارد
بازگرداندن صداو سیما به مسیر واقعی انقلاب و اسلام ناب در کوتاه مدت کاری زمانبر است و با توجه به نفوذ 17-18 ساله جریانهای قشری و محافظه کار در لايه مديران، و ليبرال و سكولار در قشر كارمندان، اینکار کمی سخت به نظر می آید.
شاید یک نشریه یا سایت تخصصی برای نقد مستمر صدا و سیما بتواند راهکار مناسبی باشد برای شروع اصلاحات در صدا و سیما
حرکت نقد وبلاگنویسان حرکت درستی است که نباید در همینجا رها شود و باید سازماندهی شده و بسط و گسترش بیشتری پیدا کند
شاید بتواند مقدمه ای باشد برای اصلاحات ساختاری در این سازمان.

تا بعد...