تبليغاتX
توهمات یک دانشجوی بسیجی غرب زده !!!
فریادهایی که در سکوت معنادار این صفحه حبس میشوند!!!

 یکی دو سال پیش٬رهبری در اعتراض به جریانات انحرافی مداحی سخنرانی انتقادی شدیدی داشتند و با صریحترین لهجه خواستار برخورد قاطع مجامع مذهبی و انقلابی با این جریانات فاسد شدند.

حال اینکه چه اتفاقی افتاده که بسیج دانشجویی که باید بیشترین تلاش را در مقابله با این منحرفین بکار ببرد٬خود برخلاف صحبتهای رهبری٬به عامل اجرایی این منحرفین در سطح دانشگاه تبدیل شده و شاخص ترین فرد این جریان را با هزینه های میلیونی از بودجه بیت المال و فرهنگی دانشجویان به دانشگاه دعوت می کند٬جای تامل و بحث فراوانی دارد که در این مطلب کوتاه جای پرداختن به آن نیست.

قطعا اکثریت خاموش مذهبی دانشگاه که از کنار گود شاهد عملکرد بسیج دانشجویی هستند با خواندن این مطلب خواهند گفت حالا مگر در کدام قضیه بسیج دانشگاه با برنامه و در راستای سخنان رهبری عمل کرده که این یکی٬دومی آن باشد ؟!!

تحصیل؟!!!!!!!!!!!!!!!! تهذیب؟!! ورزش؟! جنبش نرم افزاری ؟! آزاد اندیشی ؟! عدالتخواهی ؟! مبارزه با اسرافکاری ؟!!! و . . .

      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 1:44  توسط توهم  | 

درست ۵۴ سال پیش سه دانشجوی دانشکده فنی تهران به شهادت رسیدند.

این تمام آن چیزست که طیف لیبرال و روشنفکر (بخوانید مترجمین آثار درجه سوم قرن ۱۹ اروپا)در تمام سالهای گذشته به خورد دانشجویان دادند. آنها دیگر ادامه نمیدادند چرا،چگونه و به چه دلیل ؟ دلیلی هم ندارد که دانشجو بداند که آنها به تیر امپریالیسم و درجریان سفر نیکسون معاون وقت رییس جمهور آمریکا به شهادت رسیده اند!!!

در حالیکه در همه جای جهان جنبشهای دانشجویی مشی ضد امپریالیستی دارند،جریانی لیبرال در 8 سال اصلاحات! پرچمداری خودخوانده جنبشهای دانشجویی را به عهده گرفت.

جریانی که دم از آزادی زد اما حتی یک تعریف درست از آزادی ارائه نداد

جریانی که دم از دموکراسی زد اما به محض اینکه احساس کرد دموکراسی در تضاد با منافع اوست حتی به رهبران خود نیز رحم نکرد(دانشگاه تهران-16 آذر 83 را به یاد آورید)

این جریان نخواست یا نتوانست بفهمد که عدالت لازمه دموکراسی و پیش نیاز آزادی، است.

این جریان در نهایت محکوم به فنا شد یا حداکثر از دل آن جریانی لیبرالی-فاشیستی در آمد(دانشگاه امیرکبیر-۱۶ آذر ۸۵ را بخاطر آورید)

مدعیان آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر!

مورخان نوشته اند دانشجویانی که جنبش اصلاحات را در دانشگاهها رهبری می کردند در نهایت در آمریکا به ادامه تحصیل و خوشگذرانی مشغول شدند و هر از چند گاهی که دلشان برای خاطرات دانشجویی تنگ میشد سر از VOAدر می آوردند و ملت را به خنده می انداختند

 

                                   *******************

دانشجوى متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تا كنون همواره در جستجوى مهمترين مسائل جارى كشور بوده است. او با انگيزه‏ى آگاهى و نشاطى كه لازمه‏ى محيطهاى دانشجوئى‏ست، در پى آن است كه آرمانهاى والا و تعهدآور خود را در پيگيرى اين گونه مسائل جستجو كند و در راه آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعى ديگرى براى محيطهاى دانشجوئى‏ست .

امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله‏ى عدالت است. دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر كردن شكافهاى طبقاتى به چشم يك آرزوى بزرگ و بى‏بديل مى‏نگرد. اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است. و مى‏تواند پايه‏ى قضاوتها و برنامه‏هاى عملى او براى حال و آينده باشد. اگر عدالت - عدالت واقعى و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت - آرزو و آرمان و هدف برنامه‏ريزى‏هاست، پس بايد هر پديده‏ى ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد

آنچه خواندید بخشی از پیام  رهبری انقلاب در سال 81 بود خطاب به جنبش های دانشجویی

بسیاری از آنهایی که باید آن را جدی می گرفتند،به آن توجهی نکردند و ترجیح دادند که همان برگزاری دعای ندبه و کمیل خود را  ادامه دهند به این امید که شاید امام زمان(عج) سریعتر ظهور کنند و کارها خود به خود درست شود !

با اینحال جریان سومی برخواست، جریانی که نه به راست تعلق داشت و نه به چپ ،موج عدالتخواهی و مطالبه گری ازمسئولین از دور افتاده ترین روستاها تا سطح سران قوا آغاز گردید و پایگاههای مردمی شکل گرفت و از دل آن سوم تیر برخواست.

با اینحال بعد از پیروزی سوم تیر،جنبش عدالتخواهی به مانند جنبش اصلاحات کار را تمام شده ندانست و نمی داند .

این جریان هیچگاه احمدی نژاد را تقدیس نکرده و نمیکند و نخواهد کرد که هیچ،بلکه بر مبنای عدالت او را نقد میکند و از او انتظار دارد و حتی گاهی بی رحمانه به او حمله میکند!.

حتی به فرض رای نیاوردن احمدی نژاد در دو سال آینده نیز هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و عدالت خواهی زنده خواهد ماند و دشمنان عدالت، از چپ و راست و ... حداکثر می توانند آن را شهید کنند غافل از اینکه شهید همیشه زنده است وگواه این گفته شهدای 16 آذر 32هستند که خون پاکشان هنوز در رگهای جنبش دانشجویی جاری است.

تجمع دانشجويان عدالتخواه در مقابل دستگاه قضايي

چه خوش خیالند لیبرالهایی که امروز جریان مارکسیستی را روبروی جنبش عدالتخواهی دانشجویی علم کرده اند.(میتوانید نگاهی به هفته نامه لیبرال شهروند امروز و تبلیغات غیرمستقیم آن برای این جریان بیندازید)

اتل متل کمونیست   که جاش تو موزه هم نیست!

مارکسیستهایی که ادکلن فرانسوی می زنند و کت شلوار ایتالیایی می پوشند و در کافه های خیابان ولی عصر با دوست دخترهایشان قرار می گذارند تا قهوه برزیلی بنوشند و سیگارآمریکایی بکشند و دم ازخلق زحمتکش و حقوق کارگر و ستمدیدگان بزنند!!! 

استراتژیستهای مطرح دنیا اعتقاد دارند ایران تا آخر قرن21،HEART LAND یعنی قلب دنیا باقی خواهد ماند.قلبی که ضربان آن با جنبش عدالتخواه دانشجویی هماهنگ خواهد شد.

جنبش لیبرال را فراموش کنید٬زنده باد عدالت !

 

بعد التحریر :  این متن برای روز دانشجو و چاپ در یک ویژه نامه دانشجویی با دیدگاه های مختلف سیاسی نوشته شد و به طور غیر قانونی در دانشگاه پخش شد!!

بازتاب مطلب در رجانیوز٬بالاترین

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 10:11  توسط توهم  | 

مهندسی معکوس : اول نما را می سازند بعد اگر خدا خواست و دولت سنگ اندازی نکرد و شهریه ها افزایش پیدا کرد ۱۰ سال بعد دانشکده را می سازند

دانشگاه مقام اول را بعنوان نهاد نمونه در اقامه نماز دریافت نمود !

پیشاپیش قبل از مشاهده کلیه عکسها از شما به علت مبتذل بودن برخی عکسها معذرت میخوام !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 22:58  توسط توهم  | 

در پست قبلی مسائلی مطرح شد که عکس العمل هایی را برانگیخت و جریاناتی ازبیرون یا شاید هم خدای نکرده ازدرون بسیج دانشگاه از آن سو استفاده کردند  که جو دوستانه اکثریت قاطع و البته مقتدر دانشجویان بسیجی در سطح دانشگاه را با پیش کشیدن مسائل شخصی و اولویت دادن آنها به مصلحت بسیج به اغتشاش بکشانند چون حیات سیاسی این افراد در جنجال آفرینی و غوغا سالاری است نه در تفکر و آزاد اندیشی مد نظر مقام معظم رهبری چون اگر عرصه ای برای نقد و گفتگو ایجاد شود دیگر این افراد حرفی برای گفتن نخواهند داشت.

من به هیچ وجه منکر زحمات دوستان عزیز و صمیمی خود در بسیج دانشگاه نیستم.

 این واقعا به دور از انصاف است که نماز شبها و زحمات فراوان حسین یوسفی دربرگزاری اردوی راهیان نور را فراموش کنیم یا مدیریت قوی و برخورد عالی با دانشجویان حسین پنجی زاده را دربرنامه ریزی و اجرای اردوی مشهد و فقط 2ساعت خواب او  در آن روزها و روانه شدن او به بیمارستان بخاطر فشار بیش از حدکارها در  در آن ایام یا زحمات فراوان سعید عطارعزیز که وجود خود را وقف بسیج کرده و صداقت و پاکی محمدرضا حجتیان و دیگر دوستان .... 

و مگر میتوان به این دوستان با این زحماتشان تهمت تفکر حجتیه زد ؟!

اما دوستان :

شاید بیش از کمی تندروی کرده باشم اما تمام حرفی که من زدم  و هنوز هم به آن پایبندم این بود :

چرا عملکرد بسیج دانشگاه آنطور که باید در دانشگاه به چشم نمی آید  ؟!

آیا ایرادی در کار بوده ؟!

یا شاید آنطور که باید برای رسیدن به اهداف  "در مبانی شکل گیری بسیج و دستورات امام و رهبری" تفکر نکرده ایم ؟!

باز هم تاکید می کنم : نمی گویم تلاش نکرده ایم، درست هدفگذاری نکرده ایم

ازهمه دوستان خواهش میکنم سر صبر و با تامل این مقاله را بخوانند و بعد نظر خود را اعلان کنند که با خواندن این مقاله من حق نداشتم از هدر رفتن انرژیهای امثال افرادی که ذکر شد به فریاد درآیم و به  افتادن ناخودآگاه و تدریجی آنها به ورطه این تفکر کثیف هشدار دهم ؟!

 خواندن دقیق مطلب زیر را به تمام کسانی که قصد کار در عرصه انقلاب را دارند پیشنهاد میکنم :

1-شاید لازم نباشد منشور رو حانیت امام و مفاد آن را یادآوری نماییم.شاید بهترین تعریف و تصور از انجمن حجتیه را بتوان در این پیام امام دریافت. اما چه بسا به این مقاله انتقاد وارد شود که پرونده تشکل و تفکر انجمن حجتیه با سخنرانی 21 تیرماه 61 امام و اعلامیه یکم مردادماه انجمن(مبنی بر تعطیلی فعالیتهایش)بسته شده است.

درمقام پاسخ توجه منتقدین را به هشدار دوباره امام در سال 67 و گوشزد نمودن خطر این تفکر جلب می کنیم و اینکه باید پذیرفت این انجمن فعالیتهای خود را پیچیده تر کرده و به صورت زیر زمینی به حیات خویش ادامه می دهد(پگاه حوزه-73-71)

2-بعضی از مذاهب ممکن است از لحاظ شعار بمیرند ولی از نظر روح زنده باشند کما اینکه برعکس نیز ممکن است،مسلکی از نظر شعار بمیرند ولی از نظر روح بکلی مرده باشند(جاذبه و دافعه استاد مطهری-ص 121). گاهی روح یک مذهب در یک فرقه دیگر حلول می کند و آن فرقه در عین اینکه با آن مذهب مخالف است روح و معنای آن را پذیرفته است.(جاذبه و دافعه-ص 154)

به هر حال اکنون چه انجمن حجتیه را یک تشکل زنده و فعال،وچه منحل شده و به تاریخ پیوسته بدانیم ،نمی توانیم حضور 30 ساله این تفکر و تشکل را در عرصه اجتماعی و درمیان نیروهای مذهبی نادیده بگیریم.آن هم در شرایطی که انقلاب اسلامی بارعمده اش بردوش نیروهای مذهبی بوده به پیروزی رسیده است و سعی در گسترش و انتقال مفاهیم خودد به نسل جدید را دارد.

با گذشت 20 سال از سخنرانی حضرت امام بر علیه انجمن،آن تشکل هنوز جرات نکرده رسما به فعالیتهایش بپردازد،اما با توجه به وجهه ی مذهبی نیروهایش بسیاری از آنها وارد سازمانها و نهادهای انقلابی شدند لذا روح این تفکر کم کم در آن نهادها نیز نفوذ کرد. پس اینکه آن طرز تفکر را منحصر درآن تشکل به تاریخ پیوسته بدانیم ،اشتباهی است تاریخی که ما را در تحلیل وضعیت امروز انقلاب دچار اشتباه خواهد کرد.

امروز هرگاه به برخی خطر حجتیه ای ها را گوشزد می کنیم ذهن ها بیشتر متوجه جریانات مذهبی می شود که چندان به امام ،رهبری و انقلاب معتقدد نیستند،حال آنکه بسیاری از افراد و تشکلهای به اصطلاح انقلابی را میتوان یافت که درعین اعتقاد به رهبری،امام و انقلاب و حتی اقامه ی دلیل علیه انجمن حجتیه ای ها نتیجه عملکردشان تفاوتی بین این ها و انجمن حجتیه قائل نخواهد شد.

شاید ادعای بزرگی به نظر یرسد اگر بگوییم که بسیاری از پایگاههای بسیج که برای پیگیری آرمانها و بسط تفکر انقلابی بوجود آمده اند در عمل مروج تفکرات انجمن هستند.

برای عینی تر شدن ادعاهای فوق لازم است دو رویکرد متفاوت را نسبت به یکی از مفاهیم دینی همچون ظهور خاطر نشان شویم . عملکرد این تشکلها بر خلاف شعارهایشان ترویج کننده ی رویکردی به ظهور است  که آن را انقلابی دفعی و ناگهانی می پندارد نه یک حرکت مستمر در طول تاریخ،بر خلاف شهید مطهری که می فرماید : ((ظهور،حلقه ای است از حلقات مبارزه  اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می گردد )) لذاست که مبارزه ی با ظالمین،تلاش عملی در جهت استقرار عدالت و اصلاح اجتماع و حکومتی که در آن قرار گرفته اند چندان اهمیت نمی یابد بلکه فعالیتهای عبادتی و مناسکی را از مهمترین اولویتهای منتظران میبیند

هاشمی رفسنجانی در مصاحبه ای با نشریه آینده سازان در مورد فعالیتهای انجمن حجتیه آن زمان می گوید :

((مزاحمتی هم نداشتند،اما چون مبارزه را قبول نداشتند و یکسری از نیروهای مبارز را جذب می کردند،ما با اینها مخالف بودیم.بزرگترین خاصیت اینها برای رژیم شاه این بود که این نیروها را جذب می کنند و یک کاری هم به نیروها می دهند،جوان میبیند در یک دوره ای که در آنجا رفته،چیز یاد گرفته،مشکلی هم ندیده مبارزه با بهائیت هم چیز خوبی بوده،فکر می کرد چیز یاد گرفته،کار هم کرده است و از طرفی نقطه مقابلش را می دید که فلان دانشجو مثلا رفته زندان و بیرون آمده و هیچ چیز هم ندارد و از درس هم افتاده است. خلاصه برای خودشان جاذبه ای داشت و ما روی این جهت بیشتر بدی می دیدیم. و میدان مبارزه خالی می شد.))

شاید مهمترین ضربه ای که حجتیه جدید (و به تعبیری حجتیه های انقلابی)ندانسته به پیکره انقلاب اسلامی وارد می کنند دور کردن اذهان نیروهای بالقوه انقلاب از مسائل اساسی و هزینه کردن توان آنها در کارهای بدون اولویت باشد،بگونه ای که صحنه های اصلی مبارزه انقلابی مغفول واقع میشوند.همین رویه برخورد با آنها را سخت تر می نماید چون از یک طرف خود را معترف به آرمانها و اولویت های انقلاب اسلامی میدانند و از سوی دیگر به گونه ای فعالیتها و اولویت های خود را تنظیم می کنند که آن معتقدات را عملا نفی می نمایند.

به راستی امروز چند پایگاه بسیج را می شناسید که موضوعاتی همچون وحدت مسلمین جهان،صدور انقلاب،پیگیری عدالت اجتماعی،مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض،امر به معروف و نهی از منکر مسئولین را از زمینه اصلی فعالیتهای خویش قرار داده باشد ؟!  یا چند تشکل انقلابی را می شناسید که میزان فعالیتش در مورد هفته وحدت که میراث ماندگار خمینی کبیر بود از میزان فعالیتش بر آغاز امامت امام زمان (عج) که سندیت تاریخی آن چندان معتبر نیست افزون باشد؟!

در چند ماه پایانی سال 80،انتفاضه مسجد الاقصی به شدت فعال شده بود و اسرائیل هرروز جنایات متعددی را در فلسطین تجربه می کرد با این همه موضوع فلسطین انعکاس چندانی در داخل کشور و حتی در میان نیروهای انقلابی نیافته بود که فریاد رهبری بلند شد که ((باید از این فرصت ماه محرم جهت تبیین مساله فلسطین با استدلالهای قوی و متین استفاده شود))

اما آنچه اولویت ذهنی و عملی بسیاری از پایگاههای بسیج بود تقارن ایام محرم با نوروز بود لذا از انواع شبنامه،تراکت،بیلبورد،برنامه های رادیو تلویزیونی استفاده شد تا مبادا در ایام نوروز کسی سال نو را تبریک بگوید! گویی نوروز اسلام ما را بیشتر تهدید می کرد تا سکوت در مقابل ظلم اسرائیل.

 

3-شاید به نگارنده این انتقاد وارد شود که ))در هر حال اینگونه فعالیتها گرچه اولویت ندارند اما در جهت تضعیف پایه های نظام و انقلاب  هم نیستندو شاید مفید فایده هم باشند،چون یکسری از نیروها را به خود جذب نموده و مانع از انحراف و کشیده شدن آنها به فلان گروه ضد انقلاب و یا فلان فساد اخلاقی می شوند))

در پاسخ باید تذکر داد که اولا : این تشکلها همچون بسیج بوجود آمده اند تا تفکر انقلاب و آرمانهای آن را(با توجه به تعاریف بنیانگذاران و رهبران فکری انقلاب )پیگیری و بسط دهند و با جریانها و تفکرات مخالف آن(از جمه انجمن حجتیه) مبارزه نمایند.لذا این که مبانی برخی از این تشکلها عملا بر خلاف مبانی خود حرکت نمایند نشان دهنده ی این است که در حقیقت مسخ و به ضد خود تبدیل شده اند. سکوت در مقابل این تغییر و انحراف نه تنها خیانت به بنیانگذاران این انقلاب است بلکه موجب خواهد شد که نسل آینده،حقیقت انقلاب اسلامی و تفکر وابسته به ان درک نکرده و این انحراف نهادینه شود.

ثانیا تشکلهای انقلابی در نظام اسلامی دارای کارکرد هستند و یک عامل مهم در حفظ سلامت نظام و کارآمدی آن به شمار می روند،یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی می تواند به درستی حرکت خود ادامه دهد که تشکل هایی چون بسیج به وظایف اصلی خود عمل نموده و ناظر و ناقد جهت گیری ها و فعالیتهای آن باشند.

4- اما راه حل :

اما آنچه که به نظر می رسد می تواند،موضع نگارنده را کاملا شفاف نماید،مرز بندی دقیق میان دو عرصه نظر و عمل است. اشاره شد که ممکن است نیروهای انقلاب در مقام نظر با حجتیه ای های جدید مشترکات زیادی داشته باشند لذا به تنها چیزی که میتوان تمسک جست اینست که باید در حیطه عمل تفاوتها آشکار شود.

یعنی  یک تشکل یا یک فرد اگر ادعای انقلابی بودن و پیروی از خط امام را دارد باید این ادعا را در عرصه عمل به منصه ظهور رساند

کلام آخر اینکه : انجمن حجتیه نه یک تشکل که یک تفکر است که میتوان بارزترین شاخصه ی آن را عدم بصیرت نسبت به اولویتها دانست.

امید است که با شناخت و بصیرت بیشتر و به دور از تحجر و تجدد که به فرموده سیدشهیدان اهل قلم دو پرتگاه جهنمی هستند که دراین سو و آنسوی صراط عدل دهان باز کرده اند روز بروز شاهد افزایش موفقیتهای بسیج در سطح دانشگاه باشیم

                                                                                    

  والسلام علی من اتبع الهدی 

منبع(با کمی تغییر) : ماهنامه حیات - بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 0:27  توسط توهم  | 

حدود 6ماه از آغاز به کار تیم جدید مسئولیت بسیج دانشجویی بقیه الله الاعظم(عج) می گذرد. تیمی تشریفاتی که در حقیقت ترکیبی بود از همان افراد قبلی با یک شیفت مختصر در وظایف .

البته بنده از همان اول هم امیدی به بهتر شدن اوضاع نداشتم اما بنا به مصلحت سکوت کرده و حتي خود را به بي خيالي زده بودم و به نظاره عملکرد دوستان نشسته بودم.

 تا به حديثي از امام علي(ع) برخوردم با اين مضمون : حقگو باشيد و آنرا با صريحترين لهجه بگوييد و وظيفه خود دانستم  تا نكاتي را درباره عملكرد 6ماه گذشته بسيج دانشجويي بقيه الله بنويسم

 خود رهبري نيز خطاب  به دانشجويان مي فرمايند تحليل كنيد هر چند غلط!

البته عملكرد بسيج دانشجويي دانشگاه آنقدر غلط دارد كه غلط ترين تحليل هاهم مبني بر غلط بودن آن در نوع خود خيلي هم صحيح است !

نگارنده خود یحتمل تا حدود یک تا یکسال و نیم دیگر از این دانشگاه فارغ التحصیل خواهد شد و اگر نکاتی را می گوید نه از سر پراکنده کردن بذر نفاق (که اصولا وحدتی هم حتی در ظاهر بین اعضای شورا وجود ندارد که بخواهد با این صحبتها شکسته شود!) که انشاالله از سر تکلیف است .

گرچه ممکن است کمی دیر شده باشد اما باید از تلف شدن انرژی نیروهای جدید وتازه نفس که بالقوه میتوانند مروج حقیقی اسلام امام و انقلاب باشند در دام تفکرات انجمن حجتیه و دعواهای فرسایشی بی ثمر 3 سال گذشته جلوگیری کرد و به عدم تکرار آن تجربیات طی شده هشدار داد.

هشدار به مدعیان انقلابی گری که وضع اسفناک بسیج در دانشگاه به کم کاریها و غفلتهای آنان باز می گردد و چه بخواهیم و چه نخواهیم عملا تفاوتی میان برنامه های انجمن ضاله حجتیه و بسیج دانشجویی بقیه الله الاعظم! دیده نمی شود که هیچٍٍٍ،که حتی در عمل به عنوان یک تفکر در کالبد بسیج دانشگاه در طول سه سال گذشته نهادینه شده و متاسفانه به دلیل عدم بالا بودن سطح فکری و بنیه عقیدتی اعضای شورا دارد ادامه پیدا می کند و هر روز به عمق آن افزوده می شود.

اگز به بررسی عملکرد 6 ماهه گذشته بسیج بقیه الله بپردازیم عملا شاهدیم که بسیج دانشجویی هیچ استراتژی(اهداف بلند مدت) و تاکتیکی(جز تطبیق خود با امیال و خواسته های خواهران! یا عکس آن در جهت گرفتن حال آنان) برای خود برنگزیده وبه دور از يك نگاه سيستماتيك  فقط به کارهای ظاهری و مبتذل و سخیفی از قبیل برگزاری اردو پرداخته است.

بعید می د انم اعضای شورا چیز خاصی جز اسم از سند چشم انداز 20 ساله ،مهندسی فرهنگی یا جنبش نرم افزاری به گوششان خورده باشد یا حتی یکبار لای صحیفه نور را باز کرده باشند و پیام امام مبنی بر وظایف دانشجویان بسیجی را خوانده باشند.

شخصا به هیچ وجه مخالف برگزاری اردوهای تفریحی نیستم و حتی از آن استقبال نیز می کنم اما آیا وقتی رهبری بسیج دانشجویی را به پرداختن به این مسائل ملزم می کند برگزاری این اردوها با کمترین تفکر مبنی بر چگونگی برگزاری آن به شکل شتابزده و از لحاظ فرهنگی به حال خود رهاشده  چه معنی جز بی اعتنایی صرف به سخنان رهبری می تواند  داشته باشد ؟!

به شورای بسیج دانشجویی هشدار می دهم که اگر واقعا دلشان به حال بسیج میسوزد ! زحمت را کم کرده و دسته جمعی استعفا داده و راه را برای ورود دانشجویان ورودی 84 و 85 که علی الظاهر از لحاظ سطح علمی و غنای فکری بسیار بالاترو با انگیزه تر از دانشجویان ورودی 83 هستند باز کنند.

فکر می کنم اگر طرحی بوده در این سه سال داده اند و اگر کاری بوده کرده اند و اگر سهمیه و عنوانی بوده به حد کمال دریافت داشته اند.

بهتر است به فکر گذراندن واحدهای باقیمانده خود باشند تا در مهلت مقرر 7 ساله بتوانند درس خود را تمام کنند !

در غیر اینصورت قطعا خسارتهای مادی و معنوی فراوانی به خود خواهند زد و بسیج دانشگاه را از این نگون بخت تر خواهند ساخت !

کما اینکه عملکرد کانونها و تشکلات تازه تاسیس دانشگاه در طول ترم گذشته ، با دست خالی و به حاشیه راندن کامل بسیج علی رغم استقلال مالی و وجود ظرفیتهای فراوان مادی و معنوی در طول ترم گذشته در سطح دانشگاه موید همین مطلب بوده و زنگ خطر از همین حالا به صدا در آمده.

                                                                                                    والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15:18  توسط توهم  | 

تلاش کردند تا به قول خودشان ارزش هاي دفاع مقدس را تبيين کنند نشستيم ودل سپرديم.

تلاش کردند تا به قول خودشان دستاوردهاي دفاع مقدس را تشريح کنند نشستيم وگوش کرديم.

انگشت هايشان را تاآنجاکه مي توانستند باز کردند وافتخارکردند که خاک ايران را حتي به اندازه ي يک وجب هم از دست نداده اند نشستيم ونگاه کرديم. اما نشسته بوديم وارزش هاي دفاع مقدس در حال تثبيت وتبيين وتحقيق وتشريح وترويج وتبليغ وبودند. ما نشسته بوديم وخيلي ها دوست داشتندکه ما بنشينيم وبه خاطرات گوش کنيم.

نشستيم و از روي مين رفتن هاي داوطلبانه از نماز شب هاي زير نور منور از وصيت نامه نوشتن هاي کنار اروند، از به خط زدن و به خدا رسيدن، از يخ زدن روي قله ي ماووت ، از سوختن درسه راه شهادت، از قطعه قطعه شدن پشت خاکريز و...و...و بشنويم.

نشستن وشنيدن کارمان شده بود و چه شيرين هم بود وچه حالي داشت!درست مثل نشستن در خيمه هاي عزاداري و شنيدن مصائب وفضائل اهل البيت(ع).

******

ثمره ي جهاد نسل ايستاده فريادگر، شده بود نسل نشسته ي ياد آور.

******

و در تمام آن سال ها که ما داشتيم عکس حاج همت و متوسليان وبروجردي وباکري وخرازي را پشت کلاسورهايمان يا روي کمدهايمان مي چسبانديم وصبح هاي سه شنبه مي‌رفتيم زيارت عاشورا با سانديس، يک نفر داشت فرياد مي زد:"بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلت هاي اصلي انقلاب زنده بماند."

******

وسط ميدان ما شده بود کنج عافيتي که با ياد شهدا تزيين شده بود و عکس هايشان و خاطراتشان وروز به روز هم خاطرات لطيف‌ترمي شد و لطيف‌تر. اينکه چطور عاشق مي شدند ،چطور خواستگاري مي‌کردند ، چطور دل خانم هايشان را به دست مي آوردند ، چطور به نوزادانشان نگاه مي کردند، چطور شوخي مي کردند و...

عجب شهداي نازنين بي آزاري . شهيداني که حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زکات اختلاس هايشان را بدهد تا برايشان کنگره ي بزرگداشت برگزار شود.

******

گفته بود مي بيني اين را براي حجله ام گرفته¬ام. قشنگ هست يا نه؟ و به قاب نگاه مي¬کرد، به بچه¬هاي کوچه¬ي اصغر شهيدکه شايد بيست و دو را هم پر نکرده بود و دست هايش، دست هاي زمخت و پينه بسته¬اش، به شصت ساله ها مي مانست.

اصغر که شهيد شد، مي دانست روزي خواهد رسيد که فقط شهداي نازنين را ياد خواهند کرد؟ آنها که نه فرزندان پا برهنه ي جنوب شهري اند و نه بغض به قربانگاه آمده ، نه تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها و نه شمشير برهنه ي عدالت علي در برهوت ظلم و تحجر؟ شهدايي که به نشستن فرا مي خواند و گريستن و حال ، و نه به قيام و مبارزه و قيل و قال. شهداي نازنين، شهدايي که مي شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتيا و گاز داد تا جمکران!

******

تا آنجا که يادم مي¬آيد، شهدا آنقدر ها هم که حالا مي¬گويند نازنين نبودند. هميشه هم لبخند روي لبشان نبود. آنقدر مست خدا نبودند که فقر و فساد و تبعيض از يادشان برود و آنچنان از خوف خدا غش نکرده بودندکه هيچ خوفي بر دل هيچ کس نيندازند.

تا آنجا که يادم هست – راستي چند هزار سال پيش بود؟

- تجمل پرست ها از بسيجي ها مي ترسيدند. مفسد ها، مال مردم خور ها، رانت خوارها، از بسيجي ها مي ترسيدند، شهدا آدم هاي ترسناکي بودند. باور کنيد به خدا، اين قدر دوست داشتني بودن هم خوب نيست.

باور کنيد به خدا، امام حسين (ع) هم اين قدر دوست داشتني نبود. اگر نمي ترسيدند از او، که قطعه قطعه اش نمي کردند و اسب بر پيکرش نمي‌دواندند و آب بر قبرش نمي بستند و در خيمه ها محصورش نمي کردند.


******
به روضه اش رسيديم.

حالا چقدر حال مي دهد زيارت خواندن براي شهدايي که بعد از رفتن هم شبيه شده اند به عشقشان، به حسين (ع) که آن بزرگ گفت: دو بار شهيد شد.
السلام عليکم يا اولياء الله و احبائه، السلام عليکم يا اصفياء الله و اودّائه.

 گفتاری از وحید جلیلی-سردبیر ماهنامه سوره / نقل از روزنامه حزب الله

                            ****************************************

دوم : توهمات زیاده اما ایام امتحاناست و وقت پیاده کردن توهمات روی وب نیست.

فقط در مورد پست قبلی بگم که این پست اثراتش رو فراتر از حد انتظار گذاشت.و مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه پس از ۳سال تلاش! و کوشش! بی وقفه! و پرثمر؟!!! بنا به مصلحت! عوض شد.

جناب آقای سعید عطار انتصاب؟! یا انتخاب شما رو هم به مسئول جدید بسیج دانشگاه تبریک می گوییم و از خداوند منان برای شما آرزوی توفیق در تمامی صحنه ها به مانند اين صحنه خواستاریم.

اينم عيدي من به مناسبت عيد غدير. تا بعد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 22:19  توسط توهم  | 

  ××××××××××××××××هواللطیف×××××××××××××
از تمامی دوستان از هر گرایشی خواهش داریم که در یک فضای منطق و گفتگو با یکدیگر به بحث بنشینن تا انشاالله به یک نتیجه واحد برسیم. امیدوارم دوستان با سکوتشون باعث نشن که حقی پایمال بشه و ناحقی پیروز و انشاالله بتونیم به اهدافی که از پیش تعیین کرده بودیم و مد نظر امام ورهبری است برسیم.
   :::::::::::::::::::::::::من الله توفیق:::::::::::::::::::::::::

                                                        به نام خداوند جان و خرد
با عرض سلام به همه دوستان آشنا و غیرآشنایی که همیشه منطقی حرف میزنن و عمل میکنن و هیچ وقت حاضر نیستند بخاطر دفاع از اعتقادات درست یا نادرستشان از هر کلمه زشت و دور از شان بسیج و بسیجی استفاده کنن.سلام به همه دوستانی که هیچگاه سرمایه های مادی و معنوی بسیج را خرج هدفهای شخصی خود نمیکنند و منافع بلند بسیج و نظام را به منافع شخصی خودشون ترجیح میدن و مطابق چشم انداز نظام اسلامی برنامه ریزی میکنند نه مطابق امیال شخصی!!
سلام به همه اونهایی که آبروی افراد براشون بیشتر از ماجراجویی های کودکانه ارزش داره و سلام به همه اونهایی که اگه نتونستن خوب از پس گفتن حق بربیان لااقل تو صف باطل نبودند...
راستش فکر نمیکردم که یه روزی لازم باشه اینجا مطلبی بنویسم اما با خوندن کامنتهایی که پیش از این کامنت اومده گفتم منم وارد بحث بشم ، شاید به نتایج مطلوبی رسیدیم و شاید بشود درون این میدان مین ، راهی باز کرد تا دوستان پس از ما بتونن ازش براحتی عبور کنن...

لازم است اول به بعضی از نوشته های دوستان پاسخی کوتاه بدهم: اول در پاسخ به دوست1414باید بگم که این اولین مراسم بسیج تو دانشگاه نیست ولی شاید بتوان گفت که اولین مراسم با موضوعیت یادواره شهید است. دوم در پاسخ به آقای محمد بگم که گفته بودند:"یادواره شهدا با هر کیفیتی ( چه از درون دانشگاه بیایند چه از بیرون ) محترم و مقبول است ."بگم که اتفاقا خیلی هم مهم است که باچه کیفیتی.شما خود را جای یک دانشجو بگذارید که بخاطر این همایش از کلاس خود که در درجه اول اهمیت برای یک دانشجوی(بسیجی یا غیر بسیجی) است زده و در یادواره شرکت کرده.شاید وقت برای بعضی ها اهمیت نداشته باشد ولی برای ما دانشجوها که... پس خیلی راحت میشود نتیجه گرفت که کیفیت مهم است.سوم در پاسخ به آقا مهدی که من دوست ندارم با ادبیات خودشون پاسخشون رو بدم ولی باید بگم که من هم امیدوارم شما همون آقا مهدی که مسئول عقیدتی برادران هست نباشی وگرنه من و بقیه دوستان برای برادران بسیجی که مسئول عقیدتیشون شما باشید کمی نگران میشیم.ضمنا اگر اهداف شما از برگذاری این یادواره اونهایی باشه که گفتید باید بگم وامصیبتا!!! حتما اگر همایش شما از شبکه 5 یا 6 پخش نمیشد یا شهرداری رباط و دانشگاه و بنیاد شهید نمیخواستن به اسم خودشون تمومش کنن دیگه شما حرفی برای گفتن نداشتید... مگه شما قائل به این نیستید که باید تکلیفتان را انجام بدهید. حالا دیگران هر چه میخواهند بگویند..اگر شما برای جبران 48یا 72 ساعت کار برای این یادواره نیاز به تشکر من و امثال من دارید که اینجا ذکر کردید من به شما میگویم ممنون..اگر شما بسیجی هستی وظیفت بوده.ضمنا بگم اگه شما بلد نیستی با 100 هزار تومان همایش راه بندازی یه کم برو از بسیجی های دانشگاههای دیگه یاد بگیر(هنر بسیجی این است که بتواند با کمترین هزینه بزرگترین کارها را بکند).. چهارم به آقا یا خانم"بسیجی بیطرف" بگم که بسیجی بیطرف وجود ندارد یا باید حق باشی یا باطل و بین این دو وجود ندارد. البته این گفته آخر را من از مسئول حوزه دانشگاه پرند یاد گرفتم.

...از بسیج پرند تعریف کردید که تو دنیای مجازی پا گذاشته...باید بگم اگه اونها از فضای مجازی وب و تاثیرش چیزی میدونستن از 7-8 ماه پیش اون موقعی که سایت را از دست کسی که راش انداخته بود به خاطر هیچ و پوچ گرفتن تا الان یه مطلب ناقابل توش میزاشتن که بیت المال حروم نشه.در رابطه با درس خوندن و واجب بودنش در درجه اول برای بسیجیها گفتی در تکمیل کلامت بگم که در مورد این یکی حرف نزن که وضع خیلی خرابه.یادمه مسئول سابق علمی بسیج آقای توکلی قرار بود کپی کارنامه اعضای شورا را به دستور ناحیه بگیره ببره معاونت علمی ناحیه...بنده خدا انقدر گفت که زبونش مو درآورد ولی دریغ از یک کارنامه ترم که بدستش بدن!!همش به خاطر سطح بالای!!! علمی اعضای شورا خصوصا آقای مسئول حوزه بود و هست...ضمنا بگم که اگه منظور شما از فرهنگ در جمله "مگه فرهنگ و پایه ی بسیج چی کم داره که دست به سوی کمکی دراز کنه ؟!!!" فرهنگی است که آقای مسئول حوزه و تعدادی از دوروبریاش پایه گذاری کردن باشه باید گفت خیلی هم کم داره.درسته که این اولین همایش بسیج تو دانشگاه نبوده اما به وضوح اسرافکاری توش معلومه...شاهدی از این بهتر که جانشین حوزه خودش به این امر اعتراف کرده!!! این اولین بار نیست که ما سعی میکنیم دانشجوها را با مفهوم شهید و شهادت آشنا کنیم.اگر شما از بسیج خبر دارید چطور از اردوی جنوب خبر ندارید!!! راستی تعجب میکنم که شما از واژه غربزده که آقای ولوی در تیتر وبلاگ خود بکاربرده دلخور شدید و انتقاد کردید اما با دیدن اسراف کاری ها-تصمیمات نادرست-آبرو ریختنهای مکرر-مخفی کاری اشتباهات اعضای شورا مثل کاری که در قبال اشتباه چند روز پیش آقای م ح شد و... حاضر نشدید سخنی بگویید و نقد کنید.آیا شما تاحالا سعی کردید کارهای اشتباه آقایون بسیجی رو نقد کنید و ببینید با شما چه رفتاری میشه...من به زودی جند نمونه برای شما ذکر خواهم کرد.آیا واقعا تو حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد پرند همونطور که گفتی هرکی که صلاحیت نداشته باشه رد صلاحیت میشه؟؟؟!!! یه کم فکر کن.اگه احتیاج به ذکر مصداق داری میتونی ایمیل بدی تا بهت چنتا نمونه بگم که به قول خود شما همه نبینن.
در کل از آقای ولوی و همه دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن به خاطر جراتشان در ذکر اعتقاداتشان تشگر و تقدیر میکنم و اگه لازم باشه بازم مینویسم
یا علی.

                   عکسهایی از فعالیتهای دانشجویان بسیجی!!! دانشگاه

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 20:49  توسط توهم  | 

 اول در مورد انتخابات : فقط میدونم ۷۰-۶۰٪ مردم در رای دادن گیج بودند و نمیدونستند به کی رای بدن که در اینجا از برادران خوش خدمت نهایت تشکر را داریم که با مدیریت قویشون باعث شدن که نه تنها خودشون رای نیارن بلکه احتمالا ۳-۴ تا ۲خردادی وارد شورای تهران بشن. و در شهرهای دیگه هم ظاهرا اوضاع همینطور بوده و دوستان ظاهرا در تمامی مراکز استانها به صورت اقلیت در شوراها رایحه خوش خدمت را انتشار خواهند نمود.و

صحبت در این مورد در پست بعد ...  

 دوم- ۵ شنبه گذشته یک یادواره شهدا توسط بسیج دانشجویی در دانشگاه ما به شکلی کاملا مزخرف(طوری که من یاد مراسماتی که توسط خود دانش آموزا در راهنمایی مفید ۸ سال پیش خودمون مدیریت و اجرا می کردیم افتادم) برگزار شد. فقط همین رو بگم که این همایش با ۱۰۰هزار تومان میشد برگزارشه. اما با درایت مسئول بسیج دانشجوئی و حماقت اعضای شورا حداقل ۱میلیون (فکر میکنم خیلی بیشتر) برای بسیج بدبخت و دانشجوهای از همه جا بی خبر دانشگاه که با یک ناهار مجانی و موز و نارنگی میخواستند خرشان کنند و به همایش بکشوننشون ّ آب برداشت.و در نهایت با اون همه جنجال و هیاهو ۶۰٪ سالن خالی باقی ماند.من نمیدونم کی میخواد جواب این حیف و میل بیت المال رو به اسم شهدا بده.فقط میدونم که اون نفر خیلی انسان بدبختی خواهد بود !!!

اقدام انقلابی بسیج دانشگاه در جذب جوانان دانشجو به شهدا با زرشک پلو با مرغ-موز و نارنگی ...

... باعث شد نیمی از صندلیها خالی بماند

همین بنر ناقابل حداقل ۲۰۰هزار تا خرج برداشته

بقیه عکسها رو حال نداشتم آپلود کنم.ولی شاید یک روزی مجبور شدم...

در مورد برگزاری اینگونه همایشها خوندن این مطلب رو اکیدا توصیه می کنم :

 آن روزها كه دسته‌دسته تابوت برادران ما از جبهه برمي‌گشت؛ ضد انقلابهاي مذهبي در خيمه‌هاي نخوت خود زيارت عاشورا و دعاي توسل و ندبه را بهانه كرده بودند و در پايان هر روضه و گريه و توسل خويش كساني را نفرين مي‌كردند كه مانع ظهور اقا شده‌اند. كساني را كه دين را از خلوص و معنويت و نزاهت خود دور كرده و به شايبه سياست و دنياطلبي آلوده‌اند. كساني را كه حاضر نيستند قبول كنند حكومت قبل از ظهور آقا باطل است.
***
آن روزها كه در جبهه هر زيارت عاشورا مقدمه عملياتي بود كه خون قلب بسيجيها را به خود مي‌خواند، ضد انقلابهاي مذهبي هزار هزار بار ذكر گفتند و توسل پيدا كردند و اشك ريختند و خون از دماغ هيچ‌كدامشان نيامد.
***
ضد انقلابهاي مذهبي دوست داشتند براي حسيني گريه كنند كه به تاريخ پيوسته است و به حماسه‌اي دخيل ببندند كه تمام شده باشد.
حسين زنده براي آنها خطرناك بود. همان‌گونه كه براي اهل كوفه. ممكن بود از حنجر چنين حسيني هر لحظه نداي "هل من ناصر ينصرني" فوران كند و پرده نفاق و نكراء يزيديان حسيني‌نما را بدرد.
***
و اين روزها چه بسيار ضد انقلابهاي انقلابي كه مي‌خواهند همان بلايي را كه ضد انقلابهاي مذهبي بر سر بزرگ‌ترين حماسه تاريخ آوردند در مورد پژواك ايراني آنكه "هشت سال دفاع مقدس" مي‌نامندش ترار كنند.
مي‌خواهند در سوگ "جنگي كه بود" ، "جنگي كه هست" را بپوشانند و بفراموشانند.
تا دلتان بخواهد حاضرند براي "جنگي كه بود" نوحه‌سرايي كنند و به ياد شهدايش اشك بريزند به شرط آنكه در همان تاريخ و جغرافيا باقي بماند و پايش را از گليمش درازتر نكند.
يك جنگي دوست‌داشتني. كه مي‌توان از آن خاطره‌هاي راست و دروغ تعريف كرد مي‌توان برايش جلوي انواع و اقسام دوربينها و ميكروفنها آه كشيد. جنگي براي صلح. جنگي براي دفاع از وطن جنگي در تراز جنگ ويتنام يا كره يا...
***
هر روز ما در جنگ بركتي داشته‌ايم كه در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ايم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرده‌ايم.
ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كرده‌ايم.
ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهان‌خوارن كنار زديم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ايم.
ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‌ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم.
ما در جنگ ريشه‌هاي پربار انقلاب اسلامي‌مان را محكم كرديم.
ما در جنگ حس برادري و وطن‌دوستي را در نهاد يكايك مردممان بارور كرديم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه بر ضد تمامي قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال مي‌توان مبارزه كرد.
و از همه اينها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت.1
***
اسلام انقلابي كه امام مهم‌ترين بركت جنگش مي‌داند چيست؟ و چه جايگاهي در مجموعه برنامه‌ها و مراسمهاي هفته دفاع مقدس و مناسبتهاي مشابه دارد؟
***
به احترام خون شهدا خواهرم حجابت، برادرم نگاهت و ديگر هيچ!
شده است كه در كنار ده‌هاهزار تابلو و پوستر و پلاكارد و ديوار نويسي و ... كه چنين شعاري را در ‌خود جاي داده‌اند حتي يك‌بار ببينيد كه مخاطبان را براي ارزش و آرمان ديگري به خون شهدا قسم داده باشند؟
مثل اينكه:
به احترام خون شهدا بيت‌المال را غارت نكنيد.
به احترام خون شهدا كوخ‌نشينها را دريابيد.
به احترام خون شهدا در برخورد با مفسدين اقتصادي اين همه استخاره نكنيد.
به احترام خون شهدا مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را به رسميت بشناسيد.
به احترام خون شهدا اسلام ناب را لگدكوب متحجرين و مقدس‌مآبان نكنيد.
به احترام خون شهدا "سرمايه‌داري + 17 ركعت" را اسلام انقلاب معرفي نكنيد . . .
به احترام خون شهدا . . .
برگزاري مراسمهاي خنثي و يادبودهاي نوستالژيك براي هشت سال جهاد جانانه، فرزندان خميني به چه نتيجه‌اي در گسترش رفتار علوي، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، رسيدگي به محرومان و مستضعفان و كاهش اختلاف طبقاتي و ... انجاميده است؟
اصلاً قرار بوده است كه چنين رويكردي در كار فرهنگي براي دفاع مقدس غالب شود يا برعكس قرار بر اين است كه به جامعه يادآوري كنيم كه مي‌توان از شهدا حرف زد و اهل مبارزه با فقر و فساد و تبعيض هم نبود.
در عمل بايد به ملت تفهيم كرد كه نسبت شهدا و عدالتخواهي تباين است و اين دو مفهوم در قاموس اسلام ناب آمريكايي هيچ ربطي با هم ندارند و قرار نيست بعد از هر ياد و ذكري از شهدا موتور آرمانخواهي در جامعه جان بگيرد و با استناد به سلوك و سيره شهدا و بسيجيان واقعي دست مطالبه مردم يقه اصحاب قدرت را براي وفا به عدالت در عرصه‌هاي فردي و اجتماعي بچسبد و چرخه ثروت ـ قدرت را با مشكل مواجه كند.
قرار نيست تجربه دفاع مقدس در بازخواني نهضت عاشورا و پيام دفاع مقدس در متن جنگ فقر و غنا بازخوانده شود.
قرار نيست مفهوم و پيام و آرمان دفاع مقدس در ميدان جنگ فقر‌و‌غنا، جنگ پابرهنه‌ها و مرفهين بي‌درد مرور شود و به نتايج خطرناك و حركت‌آفرين برسد.
قرار نيست كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا باشد و هر زميني و هر زمينه‌اي كار حسيني بطلبد.
***
جنگ هشت ساله نمرده است كه برايش مجلس ختم بگيريم. جنگ هشت ساله شهيد شد. و شهيد زنده است.
و خون شهيد در همه رگهاي جامعه جاريست. اگر چشم بگشاييم و اگر گوشي بسپاريم به آن كه در روز پايان جنگ 8 ساله گفت2:
"امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعفاف و استكبار جنگ پابرهنه‌ها و مرفهين بي‌درد شروع شده است...


................

پاورقي‌ها:
1 - امام خميني(ره) - اسفند 1367 - پيام به روحانيت
2 - امام خميني(ره) 1367/4/29 - پيام قطعنامه

گفتاری از وحيد جليلي سردبیر ماهنامه سوره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:41  توسط توهم  | 

۱)چند روز پیش یه سری به سلف سرویس دانشگاه زدم-البته نه برای صرف ناهار در ماه مبارک رمضان!چون عجله داشتم  زیاد به اطراف دقت نکردم. اما وقتی سر یک مسئله کلی علاف شدم مشغول نگاه کردن به در و دیوار شدم و تازه متوجه شدم تمام دیوار سلف سرویس را اشعار عالیجناب ریاست محترم دانشگاه پر کرده. خنده ام گرفت و ناخودآگاه به یاد اردوی راهیان نور سال گذشته و نقاشیهای تاریخی مسجد خرمشهر افتادم که هیچ اثری ازش نمونده بود.

اصلا کاری به شهدا و شاعران جنگ و انقلاب نداریم. واقعا پول این ملت بدبخت باید تبدیل بشه به اشعار رمانتیک آقای ریاست عالیه و همون بودجه کم فرهنگی دانشگاه باید صرف افکار غنایی این آقا بشه؟!!!

  آقای رییس جمهور که انگار یادش رفته چه قولهایی در مورد این دانشگاه داده بود! و مهمترین دلیل اختلاف آراش در انتخابات با رفسنجانی همین بود؟!. 

۲-این هم چند تا عکس از سفر حج :

 

سنگر حضرت علی و فاطمه در جنگ خندق که بدون هیچگونه رسیدگی به این شکل بود.و البته درش بسته بود

عکسی از مزار ائمه بقیع و محله بنی هاشم قبل از تخریب بوسیله آل سعود د ر سالگرد آن

این بچه های معصوم تا چند سال دیگر تبدیل به وهابیانی متعصب و ضد شیعه می شوند.یکیشون هم ایرانی و بلوچ بود

زیر ناودان طلا

این هم ۲تا عکس توپ از حزب الله لبنان.روی این دوتا عکس دارم برای گوشیهای نوکیا تم می سازم که روی وبلاگ قرار میدم. تا بعد.... 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 17:11  توسط توهم  | 

قبل از شروع بگم که من پس فردا عازم حج هستم.پس من را حلال کنید و چراغ وبلاگ رو بانظرات خودتون در مورد مطلب زیر روشن نگه دارید

  شاید فکر کنید که این مطلبی که در زیر می بینید یک مطلب طنز باشه ٬اما واقعیت اینه که این جلسه در یکی از واحدهای بسیج تازه تاسیس یک دانشگاه در کشور تانزانیا! به دست اومده و من صورت جلسه این جلسه رو که برای هماهنگی ترم آینده برگزار شده رو از طریق چندین تن از سربازان گمنام امام زمان! در تانزانیا بدست آوردم٬عینا و بدون هیچگونه دخل و تصرفی اینجا میارم بدون اینکه یک واو کم و زیاد کنم!

  البته لازم به ذکراست که در نهایت به علت نفوذ امریکای جنایتکار و توطئه اسرائیل غاصب هیچکدام از این طرحهای استراتژیک٬در طول ترم عملی نشد. 

  البته به ضد انقلاب هم هشدار میدم یک وقت دلشونو خوش نکنن که این وضع در٬پایگاهها و حوزه های بسیج دانشجویی کشور وجود داره:نه خیر دانشجویان بسیجی در ایران دغدغه عدالت خواهی٬پیگیری سند چشم انداز ۲۰ ساله٬پیگیری فرامین رهبری مبنی بر جنبش نرم افزاری و  .... رو دارند و  بس! و مشت محکمی بر دهان شما خواهند زد!

از اینجا به بعد رو منشی صورتجلسه کردن این شورا نوشته که من عینا اونا رو براتون اینجا نوشته و شما رو به خدا میسپرم :

باور کنید اینها همه واقعیته و هیچ طنزی در کار نیست!!!

  بسمه تعالی               

                 اول دی ماه هشتاد و چهار  / جلسه شورای حوزه بسیج دانشجوئی تانزانیا                                  

بعد از یکسری هندوانه دادن و یا به غلط کردن افتادن اول جلسه صحبتها از سر گرفته میشه و معاونتها برنامه هاشون رو برای ترم آینده ارائه میدن :

طرحهای م.سیاسی:۱ -پخش کتاب سراج وتوضیح آن برای اعضای شورا(محرمانه : فقط شورا).

۲-بررسی و تحلیل نشریه هاباعث بالا رفتن اطلاعات سیاسی افراد می شود. و تمام. همین!

طرحهای م.آموزش:

۱-طرح معرفت و توضیحات درباره آن که باید بصورت اجباری برای اعضای شورا و فعال باشد(مگه نیست!)

۲-دیگه طرح و برنامه ای نداره.

م.بازرسی: ۱-بحث سرویس و مبارزه! با افراد خاطی. ۲-در مورد شناسایی نیروها برای بسیج بحث شد

۳-بحث تخلف اعضای شورا در دانشگاه.

یکی از "خ" :  در زمینه مهدویت و مدرنیته میخواهیم همایشی هر ۲هفته یکبار برگزار کنیم.

به پیشنهاد آقای م.فرهنگی بحث مدرنیته در مهدویت خوب است ولی صرفا پرداختن به این موضوع جالب نیست.

یکی دیگر از "خ" ها : بجای دستور دادن بهتر است خودتون دست پر بیایید تا ضایع نشید!

م. علمی : کار نمی کنه حالشو باید بگیرم!.

هدفش اینه که تو سال آینده تو جشنواره خوارزمی شرکت کنیم.

۲-برگزاری کلاس مقاله نویسی/

***خبر فوری: یکی از "خ" با توپ پر به م.علمی توپید :

این چه وضعشه : چرا یک نفرم طرح معرفت قبول نشده؟

چرا همایش دولت الکترونیک بدون هماهنگی شورا انجام شد! چرا به من نگفتید؟ هاهاهاهاها؟ (سحر ناز).

فرمانده : ۱-جلسه هماهنگی "خ" و برادران! باید مدام باشه که کارا بهتر پیش بره!!!(برو بابا).

م.فرهنگی : استفاده اجباری از صندوق برای روابط بیا اعضای شورای برادران و "خ"!

م.۳۰ یا ۳۰ : دوستان اینجا که شریف نیس!سطح توقعتونو بیارید پایین وگرنه...

ما تو یک کارش موندیم شما میخواید در سطح امیرکبیر کار کنیم؟ آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی دیگر از "خ": درسته شریف نیستیم ولی اینجا ما دولت تعیین می کنیم.ما داریم از درسمون میزنیم تا به اهدافمون برسیم (عجب!). در مورد مسائل  سیاسی بردمون بریده روزنامه نداره بزنید.

راجع اردوی راهیان گور!!! آقای م.فرهنگی رو خیلی از "خ" دانشگاه نمی شناسن که بدونن تو حوزه چه غلطی می کنند؟!

م.فرهنگی :ما تو اردوی ساری با زیرگروههای فرهنگی آشنا شدیم.

م.فرهنگی: ناحیه به ما کاری نداره٬ما از کانالهای ماهواره استفاده می کنیم!.

نتیجه یعنی : فرهنگی کشک! دقیقا همین!

یکی از "خ" : آقا فرهنگی برد رو پیگیری کنین ما برد میخوایم.

فرهنگی: ما رفتیم پیش رییس دانشگاه٬گفت : خودتون بسازید ما پولشو میدیم! خلاصه بگم سرکاریم پیچوندنمون.

یکی از "خ"ها : تایید می کند.

یه "خ" دیگه : بابا ترم پیش دیوار بسیج اومد پایین.اینجا صاحاب نداره؟

فرهنگی: کلا رییس دانشگاه تربیتش مشکل اخلاقی داره

فرمانده: دیروز نمازخانه رو خالی کردن انتقال دادن طبقه بالای سلف.

قراره یک جای بهتر بدهند.ما امروز میخواستیم حالشو بگیریم که بعدش بیخیال شدیم! ما اتاق نقشه کشی رو میخوایم. شما چی وگویید؟

م.عقیدتی: تعداد نمازخونها کم شده : آقا یک کاری بکنید.

همه به هم میگن کار کنید : من موندم که دارن به کی میگن!!!

مسئول "خ" : کانون فیلم را عضوگیری کنیم که بقیه برای تفریح نیان! ما قصدمون تحلیل فیلمه!

من میگم : از اعضا پول نگیریم ولی از بقیه بگیریم تا حالشون جا بیاد درآمد بلیطم میدیم براشون خوردنی بگیریم (مثلا کرانچی بدیم).

جانشین فرمانده: آقا قبل از برگزاری مراسمات جلسه بگزارید تا کسی نتونه سو استفاده کنه

مسئول"خ": ظرفیت و قیمت بلیط مشخص بشه٬هردنبیل نباشه!

جانشین:۱-برنامه زیاد  داریم ۲-دوباره زد تو سرمون و کلاس برامون گذاشت! 

فرمانده: تهدید می کند که دز جشن ازدواج دانشجوئی همکاری نکنید و فقط فیلم بگیرید!

گلایه می کند از اینکه چرا برنامه برای ترم جدید نداریم٬و اینکه امکانات نداریم٬همایش بگذاریم و از بسیجیها کار بخوایم...................  و این داستان هر ترم  ادامه دارد!!!!!!

در زیر عکسهایی از دفتر بسیج و جلسه شورای این دانشگاه را مشاهده می کنید :

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 21:5  توسط توهم  |